
کمیته انضباطی دانشگاه شیراز برای ۹ نفر از دانشجویان این دانشگاه احکام سنگینی صادر کرده است. کاظم رضایی، سعید خلعتبری، عبدالجلیل رضایی، عنایت تقوی و دو تن دیگر از دانشجویان این دانشگاه، هر کدام به دو ترم ممنوعیت از تحصیل با احتساب سنوات و ارجاع به کمیتهی انضباطی مرکزی و آرش روستایی، هادی الملی و حمدالله نامجو به یک ترم ممنوعیت از تحصیل با احتساب سنوات و ارجاع به کمیتهی انضباطی مرکزی محکوم شدند
بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون جمع بندی درسهای شانزده آذر ١٣٨٧
بزرگداشت شانزدهم آذر در سال جاری از حیث گستردگی و تنوع مراکزی که در آنها مراسم روز دانشجو برگزار شد و نیز عمق اعتراضی مطالبات و شعارها، مقطع مهمی در تحولات جنبش دانشجویی در سالهای اخیر به شمار می رود. در حالی که حاکمیت از مدتها پیش جنبش و فعالین دانشجویی را تحت فشار زاید الوصفی قرار داده بود و انواع و اقسام روشهای ارعاب و سرکوب بی سابقه را در مقابل آنان به کار گرفته بود، دانشجویان در ابعاد وسیع و قابل توجه پا به میدان نهادند و با ایستادگی تمام عیار در مقابل حاکمیت، روز دانشجو را گرامی داشتند. امسال، نمایندگان حاکمیت از جناحهای گوناگون و در رده های مختلف یارای حضور در دانشگاه در روز 16 آذر را نیافتند . سید محمد خاتمی نیز با یک هفته تاخیر و در سالنی که هوادارانش از مدتی قبل از آغاز رسمی مراسم صندلی ها را اشغال کرده بودند، در مراسم فرمایشی و گلخانه ای بخشی از دفتر تحکیم وحدت شرکت کرد؛ به دفاع تمام عیار از حاکمیت پرداخت، به شکلی جانانه و قاطعانه از " انقلاب فرهنگی " دفاع کرد و " بسیج دانشجویی " را مورد تفقّد قرار داد. امسال بسیجی ها و جبهه مشارکتی ها نقش مشابه و یکسانی در رابطه با جنبش دانشجویی ایفا کردند. اکنون تکلیف جنبش دانشجویی که تمام قد در مقابل حاکمیت و جناحهای گوناگون آن برخاسته است، با خاتمی و جبهه مشارکتی ها دیگر کاملا روشن است؛ همان گونه که پیش از این با احمدی نژاد و " بسیج دانشجویی " مشخص بود .
خصلت دیگر بدنه دانشجویی شرکت کننده در مراسمهای 16 آذر را علاوه بر تقابل و مرزبندی تمام عیار با حاکمیت و جناحهای مختلف آن، نوعی رادیکالیسم خودجوش و خود انگیخته در اهداف و سبک فعالیت تشکیل می دهد که ریشه در وضعیت عینی جامعه و جنبش دانشجویی دارد و هنوز به تکامل، پختگی و خود آگاهی سیاسی لازم دست نیافته است. جلوه های گوناگون این رادیکالیسم خود جوش را می توان در اعتراضات مختلف دانشجویی در یک سال گذشته که عمدتا بر مبنای مسایل صنفی صورت گرفت، مشاهده کرد. این رادیکالیسم از مرزهای حاکمیت و جریانات وابسته به آن به شکل قاطعانه گذر کرده است اما هنوز به بدیل و چشم انداز سیاسی و تشکل و سازماندهی مستقل و مناسب خود دست پیدا نکرده است. لیبرالیسم راست و محافظه کار ایرانی که با هزار رشته مرئی و نامرئی به بخشهایی از حاکمیت متصل است قادر به نمایندگی این رادیکالیسم نیست و چپ نیز با رکود و بحرانی که از سال گذشته بر آن عارض شده است، هنوز قادر نشده است خود را در قامت بدیل همه جانبه و نماینده این رادیکالیسم عرضه کند. سرنوشت و تحولات آتی این موج رادیکالیسم مشخص کننده وضعیت و خصلت جنبش دانشجویی در مراحل بعدی خواهد بود .
دفتر تحکیم وحدت در مراسم شانزده امسال در دانشگاه تهران به مدد ضعف و بحران چپ، دست بالا را داشت اما به خوبی می شد وزنه و سنگینی حضور چپ و نیز رادیکالیسم موجود در بین توده دانشجویان را بر شعارها و حتی سبک کار این جریان مشاهده کرد. تحکیم وحدت در این مراسم مطلقا صحبتی از پروژه انتخاباتی خود برای سال آینده و " مشارکت انتقادی " ( ؟!) در آن و " نوری " که دوباره در انتهای تونل اصلاح طلبی حکومتی مشاهده کرده است، صحبتی به میان نیاورد. شعارهای چپ در رابطه با " " آزادی زن ، آزادی جامعه " و " نه به اعدام " و .... را عینا بر پلاکاردهای خود کپی کرد؛ سخنگویانش " تنوع ایدئولوژیک " موجود در جنبش دانشجویی را در اظهار نظرهایشان علنا پذیرفتند و از " اتحاد و همگرایی گرایشهای گوناگون دانشجویی" سخن راندند .
چپ نیز با حضور در مراسم های برگزار شده در شهرستانها از جمله مازندران و شیراز و به شکلی محدودتر در تهران، نشان داد که ضربات سنگین سال گذشته نیروهای امنیتی قادر نبوده است که آن را یکسره از میدان بیرون براند. دانشجویان سوسیالیست نیز با هدف عمومی بالا بردن تاثیر عمومی چپ، در مراسم های تهران و شیراز شرکت جستند. در این میان متاسفانه برخی گرایشهای چپ دانشجویی بخشی از توان خود را در این مدت مصروف آن کردند تا گزارشهای مستند ما درباره حضور دانشجویان سوسیالیست در مراسم دانشگاه شیراز را مخدوش جلوه دهند و به این شکل عمق سکتاریسم رسوخ کرده در صفوف خود را به نمایش گذاشتند. اینان که تا دیروز از " مجازی " بودن دانشجویان سوسیالیست سخن می راندند، اکنون که با تکثیر نسبتا گسترده بیانیه های دانشجویان سوسیالیست در تهران و حضور در مراسم شیراز روبرو شده بودند، با استدلالی مشابه استدلال روزنامه کیهان به تکرار این ادعای عجیب می پرداختند که این افراد " دانشجوی دانشگاه شیراز نبوده اند " و " از دانشگاههای دیگر شهر شیراز به این مراسم آمده اند " ! بدین ترتیب در حالی که دفتر تحکیم وحدت و رسانه های وابسته به آن ( از جمله " خبر نامه امیر کبیر " ) در این مورد چیزی بیان ننموده بودند، این دوستان " چپ " با اضافه کردن دو خط از جانب خودشان به انتهای گزارش " خبرنامه امیر کبیر " از مراسم شیراز ، عملا در جهت اثبات این مساله تلاش می نمودند که چپ ها حضوری در مراسم شانزده آذر دانشگاه شیراز نداشته اند! این در حالی است که ما صرف نظر از تفاوتی که بین برخی " رهبران " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و بدنه آنها به ویژه در شهرستانها قائل هستیم، از حضور رفقای آزادی خواه و برابری طلب مازندران در مراسم شانزده آذر بسیار خوشنود شده و آن را گام مثبت و موثری در راستای ایفای نقش چپ در مراسم شانزده آذر امسال ارزیابی می کنیم. ما از حاکمیت این سنخ از سکتاریسم عریان بر بخشهایی از چپ دانشجویی ابراز تاسف می کنیم که به دست و تحریک کسانی صورت می گیرد که خود در خارج از کشور مستقر شده اند و در عین بی پرنسیبی سیاسی از تریبون و استودیویی که امثال نوری زاده و مسئولان کیهان سلطنت طلب لندن از طریق آن به سخن پراکنی مشغولند، وظایف خود را به عنوان "سخنگو"یان و " نمایندگان " چپ دانشجویی در داخل کشور به انجام می رسانند .
بخش چپ جنبش دانشجویی باید به مباحثه و کسب تجربیات عملی پیرامون الزامات و نتایج این درک صحیح دست پیدا کند که بهترین راه تحصیل دستاورد و رسیدن به مطالبات ، از خلال سازمان دادن یک جنبش اجتماعی قدرتمند و فراگیر به دست می آید و بهترین روش رادیکالیزه نمودن یک جنبش، پیوند دادن آن با مبارزات ظفرمند توده ای است که به هیچ امری جز پیشرفت و ارتقای جنبش و مبارزات آن مقید و متعهد نباشد. تجربیات جنبش دانشجویی در یکساله اخیر بر صحت چنین آموزه هایی گواهی می دهند. در چنین زمینه ای است که می توان به طرح استراتژی سوسیالیستی برای جنبش دانشجویی پرداخت و به نماینده، سازمان دهنده و هدایت گر رادیکالیسم خودجوش و خودانگیخته موجود در آن بدل شد و در ادامه، مبارزات پر تحرک جنبش دانشجویی را از بن بست " جامعه مدنی " و " گذار از سنت به مدرنیته " به شاهراه مبارزه طبقاتی کشاند .
پیش به سوی ایجاد تشکل مستقل و تودهای دانشجویی
زنده باد همبستگی طبقاتی
زنده باد سوسیالیسم
دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران
30 آذر ١٣٨٧
شانزده آذر در چند پرده
وسوسه نوشتن در باره شانزده آذر امسال، تلخ و گزنده است؛ آوار مرور چندین سال پیاپی شانزده آذر سرخ که دستاورد پیشروی مستقل ترین، مترقی ترین و متعهد ترین بخش از بدنه جنبش دانشجویی بود، امسال در فضایی بر سر ها فروریخت که نوچگان بخش هایی از حاکمیت، در قامت دفتر تحکیم وحدت (در راستای تسهیم قدرت) و نومحافظه کاران نورسِ وطنی، یگانه میدان دار برگزاری آکسیون روز دانشجو بودند(البته پس از اخذ جواز و کسب تکلیف از مقامات امنیتی مربوطه که چند و چون و چارچوب بندی برنامه را پیشتر به سمع و نظر بانیان مراسم رسانده بودند). اینکه چه وظیفه خطیری بر دوش شاخه های دانشجویی احزابی چون کارگزاران سازندگی یا مشارکت در سال تحصیلی پیش رو،که اتفاقا قرین انتخابات ریاست جمهوری 1388است، نهاده شده و تشکّل واپس گرای انجمن اسلامی (به ویژه در تهران و شهرهای مرکزی) با تامین بودجه از سوی احزاب نامبرده، چه کارکردی را در بستر حاّد- وابستگی علنی به حاکمیت به نمایش خواهند گذارد، مباحثی است که مکرّرا بدان پرداخته شده و طرح دیگر باره آن، در این نوشتار نمی گنجد، و اشاره ای گذرا به آن، تنها بر ضرورت ایجاد تشکل مستقل و پیشرو دانشجویی صحّه می نهد که دستاوردی است دموکراتیک و تاریخاَ به طلایه داری پیشروترین نیروی تاکنون موجود در دانشگاه، یعنی چپ دانشجویی تحقّق پذیر بوده است.
پرده اول:
این نمایش، حتی از خودش هم چیزی کمتر بود، عقیم و پوچ. چندین گام به پس، بی آنکه لحظه ای، کور سویی، تردیدی در لوث بودن این کمدی و مقصود بانیان آن بر انگیزد؛ ماسک «رادیکال» یا «آزادیخواه» بودن، بیش از این حرف ها بر صورت هایشان لق می زد، بالماسکه، از نخستین دم آغازین، لو رفته بود.
در میانه آن همه تناقضات اسف بار و تکرار مکرّرات کسالت باری چون سرود «یار دبستانی» و شعارهایی نظیر «دانشجو می میرد،ذلت نمی پذیرد»!!!، یک دو پلاکارد حیرت انگیز، تمام کسانی را که سال های سپرده پیش را دقیق به یاد می آورند، میخکوب می کرد: «نه به اعدام، نه به سنگسار، نه به تفکیک جنسیتی»، «رهایی زن، رهایی جامعه است».
مبرهن است که دلیل این میخکوب شدن، رنگ دل انگیز سبز فسفری زمینه پلاکارد ها نبوده است! سبب، شعار های سرخی بود که بی کم و کاست و حتی بدون ذّره ای جرح و تنقیح، بر این بستر احمقانه، مهّوع می نمود و بوی گند ناراستی می داد؛ آنگاه که یک «دیگری» هیولا خلق می شود، که هم «عامل تبعیض» است و هم «عامل فساد»، تا در پرتو این شرّ که گویا فعال مایشاء است، مضحکه انتخابات و دموکراسی پرورده اصلاح طلبان، بسان خیری ابدی جلوه گر شود؛ تا این شعار ها نیز، در فقدان مکمل هایی چه در حرف و چه در عمل، چونان جزیره هایی رها شده در خلاء، باشند و دیده نشوند، تا ما همه نظّاره خشم آگین مصادره شعارهایمان، عمل هایمان و ایمان هایمان، توسط نا نمایندگانی از این دست را به خنده ای از ته دل به یک پارچه نوشت، فراموش کنیم:
منصفانه اگرقضاوت کنیم، در می یابیم که واقعا ژست های آوانگارد این جماعت تا چه حد مقهور کننده است!! و از این روست اگر واهمه ای از این مصادره کردن ها نیست. بگذارید بسیج به نام «دانشگاه پادگان نیست» فراخوان تجمع دانشجویی دهد (و زیر اوزالیدهایش ننویسد که برگزار کننده تجمع است!)، و دفتر تحکیم وحدت هم در این صحنه «نه!» بگوید تا عریضه خالی نماند؛ نمایش کوتاه است، و مخنّثان سرانجام به بارگاه و بر سر خوان پادشاهی رهنمون می گردند.
« این قهرمانانی که با دل سوزاندن به حال یکدیگر و فریاد کشی هایی بی صلابت و با جمع شدن سوته دلانه خویش می کوشند بر کاغذین بودن، ناتوانی و بی قابلیتی آشکار خویش سرپوش بگذارند، همان هایی هستند که بارو بندیل خود را بسته و پیش قسط تاج های افتخارشان را به جیب زده اند.»
تنها یک چیز متقن است و آنقدرشفّاف که نادیده نمی توان گرفت؛ این جنبش، بیش از آنکه مدعیان سردمداری آن می پندارند به پیش رفته است و پیش روی اش را حتی به دفترتحکیم وحدت و موجودیت پس روانه اش نیز تحمیل کرده است؛ تا آن جا که برای گردآوردن جمعیتی که توان استناد را داشته باشد، و برای آنکه سخنانشان با مقتضیات کلیّت جنبش سازگار درآید، ضرورت دارد که پرچم هایی با شعارهایی پرصلابت منقوش بر آن، از پیکره سست این جماعت افراشته شود؛ این چنین است که حتی در غیاب نیروی بالنده چپ، ایده های پیشرو و مترقّی آنان حضوری بلامنازع می یابد، تا هم بر نمایش بودن این مضحکه صحّه بگذارد و هم بازگشت ناپذیری سیر دگرگونی ها و غیر قابل استرداد بودن دستاوردهای مبارزه ای افقمند و مستقل از قدرت مستقر را جلوه گر سازد؛ اختگان، بازندگان تاریخ اند، بی آنکه بخواهند بدانند که از چند سوی مورد عنایت قرار گرفته اند!
پرده دوم:
جامعه بورژوایی در ذات خود ناقهرمانانه است و ناقهرمانان بسیاری نیز می زاید تا ابتذال دل آزاری در بحبوحه دگرگونی ها، چشم ها را به خود خیره کند و متذکر شود که حتی دانشگاه هم، برای خود باغ وحشی است و ما چقدر دنده هایمان پهن شده است که هر جانوری بدان راه می جوید؛ پیشتر گمان می بردم که از کودتای 28 مرداد 1332 به بعد، نسل این گونه نادر منقرض شده باشد، اما به خطا رفته بودم.
صلیب شکسته یا نا مساوی، مسئله این نیست، فاجعه اینست! وحشت، مو بر اندام آدمی راست می کند. بیرقی سرخ، دایره ای سپید در دل آن و چند خط موازی و منقطع در پس زمینه سپید. وَه چه موحش شانزده آذری بود!
چه خالی شده این بیشه که حاملین چلیپای مرگ- پان ایرانیست ها- نیز امسال به میدان آمده اند! جنسمان جور شد...چه شانزده آذر ها که این تاریخ به خود دیده است! و چقدر این تاریخ معلق می زند، آنقدر که هر از گاهی، رسوباتش به سطح می آیند و باز، باید اندکی بگذرد تا دیگر بار ته نشین شوند.
گویا ما حسب عادت با خودمان تعارف داریم، وگرنه که تکلیف روشن است، درغرب این احزاب و دسته جات را «فاشیست» می نامند! فعالیت شان غیر قانونی اعلام شده، نیم قرنی می شود! و ما، نشسته ایم تا پرچم های نژادپرستان بر فراز دانشگاه که گویا مهد آزادی و آزادیخواهی است، به اهتزاز درآید، زیرا که خاک خاورمیانه گورستان بزرگی است، یا دست کم زندان حجیمی است که بهترین و شریف ترین فرزندانش را بر می کشد تا جبهه ملی و پان های کودن ، نیروهای پیشرو سیاسی- اجتماعی اش باشند؛ حال اینکه کِی و کجا قول و فعل این جماعت، یک گام به پیش بوده که ده ها سال است از کول ما پایین نمی آیند، و چه دلیلی در اثبات مدعای خود دارند، امری است علیحده؛ مردگانی اند که بازآمده اند تا دیگران را نیز، سرگرم دفن مرده های خویش سازند.
اما یک چیز روشن است و من هیچ گاه این کلیشه را این گونه با تک تک سلول های بدنم فهم نکرده بودم، که در نبود آلترناتیو پیشرو و رادیکال چپ و سوسیالیست، این فاشیست ها هستند که کاسه گردان ضیافت مرگ می شوند و بورژوازی نوکر صفت که کاردانی و دانایی اش از نوک بینی اش فراتر نمی رود، با لبخندی نظاره گر این سقوط است...
پرده سوم:
نمایش غیاب چپ در 16آذر امسال در دانشگاه ( البته با استثنا کردن دانشگاه شیراز و مازندران که نیروهای چپ و سوسیالیست در آن پلاکارد های سرخ را از زمین برداشتند) غیر قابل انکار و از خاطر نازدودنی است.
اینکه ما از پس یک هجمه بزرگ و قلع و قمع شدید در دانشگاه ها، ضرورتا نمی توانستیم و نمی بایستی در مراسمی به این مناسبت (چه در شکل مستقل و چه ائتلافی) حضور به هم رسانیم یک ادعاست، و اینکه ما نباید «به خطر آکسیونیسم» مبتلا شویم و به «حیات تقویمی» دامن بزنیم ادعایی ست دیگر؛ شواهدی علیه هر دو ادعای فوق الذکر وجود دارد که البته محل بحث آن این جا نیست.
تنها یک نکته اساسی وجود دارد: سرنوشت چپ در دانشگاه چه خواهد شد؟ با ادامه روند سکون و یک جانشینی که چپ به هر دلیلی در دانشگاه (به ویژه در مرکز و کمتر در شهرستان ها) پیشه کرده است، افول و انقطاع نسلی آن محتوم است. آیا این هم بخشی از نمایش است؟
نمایش هرچه که باشد، فلج شدگی حافظه و تخدیر فیزیکی و عجز از درک تمام عیار مختصات مبارزه را به همراه دارد.
چیز های زیادی است که باید اعاده شود. هم دستاوردهای چند ساله مان و هم حیثیت مبارزاتی مان. تنها اینست که زنده بودن جریان چپ در دانشگاه را تضمین می کند، وگرنه، غایت این نمایش، چیزی مگر افول کامل روندی غیر زنده نخواهد بود.
تنها امری که پادتن این بیماری فراگیر است، رجوع به تاریخ چند ساله، بازخوانی تجربیات، نقدگذشته و ترسیم استراتژی مشخصی در ظرف مبارزاتی موجود با تمام ویژگی ها و شرایط جدیدی است که بر آن بار شده است؛ تنها اگر خود را بسازیم و باز تولید کنیم، قادر خواهیم بود که به مثابه جریانی پویا، به متن این مبارزه که بیش از دانشگاه، در بطن پرتلاطم جامعه طبقاتی ساری و جاری است بپیوندیم، اگر نه،تلخی بازگشت به روزگارانی که سپری شده و عروج واپس گرایان ، مدیدی در کام هایمان باقی خواهد ماند.
پرده چهارم:
«...انقلاب های پرولتاریایی، برعکس، مانند انقلاب های قرن نوزدهم، همواره در حال انتقاد کردن از خویش اند، لحظه به لحظه از حرکت بازمی ایستند تا به چیزی که به نظر می رسد انجام یافته است، دوباره بپردازند و تلاش را از سر گیرند، به نخستین دودلی ها و ناتوانایی ها و ناکامی ها در نخستین کوشش های خویش بی رحمانه می خندند، رقیب را به زمین نمی زنند مگر برای فرصت دادن به وی تا نیرویی تازه از خاک برگیرد و به صورتی دهشتناک تر از پیش، رویارویشان قد علم کند، در برابر عظمت و بی کرانی نامتعّینِ هدف های خویش، بارها و بارها به عقب می نشینند تا آن لحظه که کار به جایی رسد که دیگر هرگونه عقب نشینی را ناممکن سازد، و خود اوضاع و احوال فریاد برآورند که «رودس همین جاست، همین جا است که باید جهید! گل همین جاست، همین جا است که باید رقصید...!»
پریسا نصرآبادی
یانیه کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری در حمایت از دانشجویان آزادیخواه و منتقد دانشگاه شیراز
بار دیگر با فرا رسیدن 16 آذر، روز دانشجو، در دانشگاه های سرتاسر ایران، تشکلات دانشجویی آزادیخواه و منتقد به برپایی تجمعاتی اقدام کردند. از جمله دانشجویان دانشگاه های تهران، مازندران، شیراز، بوعلی همدان، اصفهان و ... با برگزاری آکسیون هایی در اشکال مختلف به امنیتی شدن فضای دانشگاه ها، اخراج و بازنشستگی زودرس اساتید منتقد، ستاره دار کردن دانشجویان و تحدید آزادی های آکادمیک اعتراض کردند.
در روزهای 16 و 18 آذر، دانشجویان دانشگاه شیراز، در گرامیداشت این روز، به تجمع و اعتراض در صحن دانشگاه پرداختند. حضور پر شور و استقبال وسیع بدنه دانشجویی این دانشگاه، که از گذشته سابقه ای دیرینه در ایستادگی و مقاومت در برابر استبداد داشته اند، نهادها و سازمان های امنیتی و وابسته به حکومت را در هراس انداخته و آنان را به فکر طرح ریزی پروژه ای برای باز پس گرفتن فضای دانشگاه از دست دانشجویان پیشرو و همچنین انتقام جویی از اعتراضات و اعتصابات وسیع 11 روزه ی آنان در اسفند ماه سال گذشته، انداخته است.
بار دیگر نهادهایی وابسته چون بسیج و انصار حزب الله و نمایندگان و بازوان اجرایی آنان در دانشگاه، که در هماهنگی بی نظیری با مسئولین و حراست دانشگاه شیراز عمل می کنند، به اعتکاف در دانشگاه به بهانه " توهین به شهدا و رهبر جمهوری اسلامی" پرداخته اند. نمایش تکراری و مضحکی که بی شک یادآور پروژه امنیتی کردن دانشگاه پلی تکنیک تهران در بهار سال 1386 می باشد.
دانشجویان در ایران، در سال های اخیر، همواره در تجمعات اعتراضی خود، با تأکید بر مواضعی اصولی و اشاره به هم سرنوشتی جنبش دانشجویی با سایر جنبش های اجتماعی، بویژه جنبش کارگری، از کارگران و اعتراضات آنان دفاع کرده اند. کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری ضمن محکوم کردن طرح جدید سرکوب دانشجویان، از تمامی نهادها، سازمان ها و مردم پیشرو در ایران و سراسر جهان می خواهد که با پیوستن به صفوف اعتراضی در مقابل سرکوبگری عوامل سرمایه داری ایران، از این دانشجویان به دفاع برخاسته و از هر چه امنیتی تر شدن فضای جامعه و دانشگاه های ایران جلوگیری کنند.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری
26 آذر ماه 1387
گزارشی از برگزاری مراسم 16 اذر در دانشگاه شیراز و حضور پرشور دانشجویان سوسیالیست
قرائت شعری از طرف رفیق محسن موسوي، دانشجوی سوسياليست در مراسم 16 اذر و در حضور دانشجويان دانشگاه شيراز كه با استقبال پرشور دانشجويان مواجه شد، اين شعر خشم بسيجيان و ماموران حراست حاضر در صحنه را بر انگيخت به نحوي كه باعث شد بعد از اتمام مراسم و تریبون، کارتها را چک کنند.

فیلم شماره (2) از برگزاری مراسم 16 اذر دانشگاه شیراز
فیلم شماره (1) از برگزاری مراسم 16 اذر دانشگاه شیراز
علارغم حضور گسترده نیروهای امنتی و بسیج در دانشگاه شیراز، طبق اطلاعیه ای که از سوی فعالین دانشجویی این دانشگاه منتشر شده بود مراسم گرامیداشت 16 آذر روز دانشجو برگزار گردید و با استقبال کم نظیر دانشجویان روبرو شد.
مراسم ابتدا در ساعت 12 ظهر و با تریبون آزاد شروع شد که با حضور دانشجویان سوسیالیست و سخنرانی آنان و بیان مطالب و خواستهایشان رنگ و رویی دیگر به خود گرفت و همچنین سایر دانشجویان نیز با در اختیار گرفتن میکروفون اعتراض صنفی تا اعتراضات پرشور سیاسی خود را بیان می کردند که هر دفعه با استقبال سایر دانشجویان روبرو می شد.
در این تجمع سيد محمد محسن موسوي، دانشجوی سوسياليست در حضور چند صد نفري دانشجويان دانشگاه شيراز به خواندن شعري بلند پرداخت كه با استقبال پرشور دانشجويان مواجه شد، به نحوي كه هر بيت آن با تشويق دانشجويان همراه بود ، اين شعر خشم بسيجيان و ماموران حراست حاضر در صحنه را بر انگيخت به نحوي كه باعث شد بعد از اتمام جلسه، تریبون کارتها را چک کنند.
در این میان نیز نیروهای بسیج و امنیتی به منظور منحرف کردن فضای تجمع اقدام به خواندن دعای عرفه کردند که دانشجویان هشیار دانشگاه شیراز اجازه این کار را به آنها نداده و با خواندن سرود و سر دادن شعار آنان را مجبور به عقب نشینی کردند.
در ساعت 5 تجمعی که در آن تمامی مقامات جمهوری اسلامی از ایت الله خامنه ای تا صادقی مورد تحقیر و نقد قرار گرفت به اتمام رسید. و حراست دانشگاه اقدام به کنترل و بازرسی دانشجویان می کرد و به دانشجویان اجازه خروج از سالن را نمی داد. که با مقاومت دانشجویان روبرو شده و آنان توانستند که از سالن خارج شوند.
در ساعت 6 یکی از افراد وابسته به رژیم که قرار بود ترانه مصادره شده اش را به مقام معظم رهبریش هدیه کند و بخواند با ممانعت دانشجویان و اعتراض شدید آنان روبرو شد و دانشجویان با خواندن سرود یار دبستانی سخنرانی و ترانه خوانی وی را قطع کردند.
در مراسم بزرگداشت روز 16 آذر در دانشگاه شيراز, دانشجویان سوسیالیست و سایر دانشجویان با در دست داشتن پلاکاردهای سرخ رنگ و با مضامین "اینجا پادگان نیست "، " کارگر دانشجو اتحاد، اتحاد "، "رییس پادگان استعفا استعفا " ، " مدیر بی لیاقت استعفا استعفا " ، " آزادی نشریات " ، " اینجا آزاد ترین کشور دنیاست"،" مدعی عدالت خجالت خجالت " ، " این آخرین پیام است ، جنبش دانشجویی آماده قیام است " ، " ملت آزاده ، حمایت حمایت "، "رییس سپاهی نمی خواهیم " ، " زنده باد آزادی " ، " گر تیر وفتنه بارد جنبش ادامه دارد "، " مفسد اقتصادی استعفا استعفا " اعتراض خود را نسبت به عملکردها مسئولین نشان داده و با حضور پرشور خود عملا کنترل مراسم را در دست گرفتند.
دانشجویان سوسیالیست همراه با سایر دانشجویان با خواندن سرود یار دبستانی می خواندند و سرودهای دیگری از قبیل ترانه ای از "شهریار قنبری" و "داریوش اقبالی" ، و سر دادن شعار های از قبیل "مرگ بر دیکتاتور"، " مرگ بر دولت مردم فریب" ، " دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد" ، "میکشم میکشم انکه برادرم کشت" ، "ما زن و مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم" ، "دانشجو کارگر اتحاد اتحاد" به سمت داخل کوی دانشگاه حرکت کردند و در محل میدان ارم تجمع کردند .
سپس دانشجویان به سوی ساختمان مرکزی دانشگاه، و دفتر ریاست دانشگاه، حرکت کرده و در مقابل دفتر رییس دانشگاه تجمع کردند.
رییس دانشگاه نیز با مشاهده تجمع دانشجویان از ترس از درب پشتی ساختمان، محل را به سرعت ترک کرد. شماری از دانشجویان که متوجه این موضوع شده بودند، قصد داشتند از خروج وی جلوگیری کنند که با مقاومت حراست دانشگاه مواجه شدند. دانشجویان با اطلاع از این مسئله وارد دفتر وی شده و با تحصن در آن جا خواستار استعفای او شدند.
مردم شهر شیراز نیز که از پشت نرده ها در بلوار جمهوری ناضر برگزاری مراسم دانشجویان بودند با تجمع خود و سر دادن شعار های از دانشجویان حمایت کردند وقصد ورود به محوطه دانشگاه و پیوستن به دانشجویان را داشتند که با ممانعت نیروهای امنیتی و پلیس روبرو شدند.
کارگران ایران خودرو روز دانشجو را به دانشجویان عزیز تبریک می گویند
تا بی عدالتی در جامعه حاکم است شعله آتش مبارزه دانشجو خاموش نخواهد شد
همکاران و فرزندان دانشجو
در آستانه فرارسیدن 16 آذر ، روز دانشجو هستیم . 16 آذر سمبل سنت مبارزات ضد استبدادی – ضد امپریالیستی جنبش دانشجویی ، بمثابه جنبش پیشاهنگ اجتماعی در ادوار گوناگون تاریخ معاصر ایران است .
دانشجوروز خاصی ندارد دانشجو نماد جنبش آگاهی ضد استبدادی و خواهان عدالت و آزادی است.
بیش از ۸۰٪ درصد دانشجویان فرزندان ما کارگران و زحمتکشان فقیر جامعه هستند.در جامعه ما اکنون خیلی از همکاران دانشجو هستند ودانشجو با گوشت و استخوان چهره فقر و بی عدالتی را در درون این جامعه احساس می کند .فقر را می بیند و چهره عریان جامعه سرمایه داری را نیز می بیند .دانشجو از خود می پرسد که چرا جامعه اینطوری است .عده ای کار می کنند و عده ای با استفاده از دسترنج دیگران به راحتی زندگی می کنند.دانشجو از خود می پرسد چرا تمام امکانات جامعه در اختیار عده ای است که بیش از ۸۰٪ درصد ثروت جامعه را در اختیار دارند. و آنوقت پدر من کارگر هر روز باید به سرکار برود و لی باز هم سفرمان خالی است .دانشجو از خود می پرسد چرا عده ای در جامعه کار ندارند ولی دیگران دهها شغل دارند .این چه جامعه ای است دانشجو فکر دارد و اندیشه می کند و برای وی این وضعیت غیر قابل تحمل می شود
دانشجو همچون چراغی در هر خانه ای است که در ظلمت شبهای که پدر و مادر در سر کار هستند در پی یافتن این بی عدالتیها است برای دانشجو جامعه طبقاتی غیر قابل قبول است دانشجو زمانی که تمام آرزوی وی رسیدن به دانشگاه بوده قدم می گذرد .و هنوز کتاب خودر ا باز نکرده با چهره جامعه طبقاتی آشنا می شود.
آیا تا حالا از خودپرسیده ای چرا دانشجو تا دانش آموز است زیاد درپی یافتن علت فاصله جامعه طبقاتی نمی گردد.چون هر دانش آموزی در محله خود تقریبا زندگی یکسانی دارند.ولی وقتی دانشجو پا به دانشگاه می گذرد با طیف از دانشجویانی آشنا می شود که از اقشار گونا گون جامعه هستند. واینجا است که دانشجو به فکر فرو می رود و آمال کعبه آرزوهای وی که تحصیل و کسب مقام بالاتر بوده فرو می ریزد و چهره دیگر دانشجو نمایان می شود .
آگاهی و مبارزه دو عنصر تعیین کننده برای دانشجو می شود و اینجاست که هرگز سنگر هیچ دانشگاهی در هیچ کجای دنیا که جامعه از بی عدالتی رنج می برد خاموش نمی شود. وهر روز برای دانشجو روز مبارزه می شود.
تا بی عدالتی در جامعه حاکم است شعله آتش مبارزه دانشجو خاموش نخواهد شد.اینجا است که عنصر آگاهی و تشخیص راه درست با کسب تجربیات از گذشتگان وبا درک علمی از مبارزه چراغ راه آینده دانشجو خواهد بود.دانشجویانی که به این تجربیات بی توجه ماندند.راه خود و دیگران را سخت تر کردند.
دانشجویان عزیز
تنها راه رهائی ما کارگران رسیدن به یک جامعه غیر طبقاتی است شما دانشجویان سمبل مبارزه در این راه هستید .با بر افراشتن شعله آگاهی اجازه ندهید چراغی که ۱۶ آذر روشن شده خاموش گردد.
ما کارگران ایران خودرو فرار رسیدن روز دانشجو را به تمام دانشجویان تبریک گفته واین روز را همراه با دانشجویان عزیز گرامی می داریم
جمعی از کارگران ایران خودرو ۱۵ آذر ۸۷.
تجمع و جو متشنج در دانشگاه شیراز

امروز شنبه دانشجویان دانشگاه شیراز و جمعی دیگر از دانشجویان دانشگاههای دیگر شیراز( از جمله دانشجویان دانشکده فنی باهنر) در اعتراض به مصادره 16 اذر روز دانشجو توسط نهادهای وابسته به حکومت، تجمع اعتراضی بر پا کردند. حضور دانشجویان سوسیالیست در این اعتراض همراه با پخش بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت 16 اذر بین دانشجویان معترض ادامه داشت.
در آغاز این مراسم دانشجویان طی یک حرکت نمادین با تجمع در میدان مرکزی دانشگاه و زدن ماسک هایی که بر روی آن علامت های ضربدر حک شده بود به نبود آزادی بیان، سرکوب دانشجویان، تلاش در جهت مصادره روز دانشجو، برگزاری مراسم های دولتی و حکومتی در روز دانشجو و وجود فضای تک صدایی در دانشگاه و جامعه اعتراض کردند، دانشجویان معترض همچنین پلاکاردهایی با خود همراه داشتند که بر روی آنها شعار هایی همچون : « دانشگاه زنده است » ، «تو مپندار که خاموشی من هست برهان فراموشی من» ، « 16 آذر نفی دخالت بیگانه، نفی استبداد » و « گر تیر و فتنه بارد جنبش ادامه دارد » نوشته شده بود. دانشجویان که تعداد آنها به 400 نفر می رسید در ادامه به خواندن سرود یار دبستانی پرداختند و شعارهایی همچون « دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد » ، « استقلال دانشگاه حق مسلم ماست » ، « گر تیر و فتنه بارد جنبش ادامه دارد » و ... سر دادند. سپس دانشجویان به دور میدان مرکزی دانشگاه جمع شدند و چند نفر از دانشجویان به خواندن شعر و همچنین ایراد سخنرانی در میان جمع دانشجویان پرداختند. در این لحظه تعدادی از عناصر سرکوب گر نهاد های شبه امنیتی با حمله به دانشجویان قصد ایجاد زد و خورد با دانشجویان تجمع کننده را داشتند که هشیاری دانشجویان مانع از تحقق اهداف این عناصر شناخته شده شد.دانشجویان سپس با خواندن سرود یار دبستانی به طرف درب ورودی دانشگاه حرکت کردند و با تجمع مقابل درب دانشگاه شعارهایی سر دادند.دانشجویان که هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شد سپس به میدان اصلی دانشگاه برگشتند و با قرائت بیانیه ای که در آن نسبت به تلاش جهت مصادره روز دانشجو اعتراض شده بود به تجمع خود پایان دادند.لازم به ذکر است که در طول این تجمع حضور نیروهای حراست و نیروهای امنیتی که آشکارا از دانشجویان فیلم برداری می کردند مشهود بود گرچه دانشجویان با بی توجهی به این اقدامات آن ها را به سخره گرفتند و نشان دادند که در راه اهداف و آرمان هایشان از هیچ فرد و نهادی کوچکترین واهمه ای ندارند.
گفتنیست که تحکیم وحوت به دلیل حضور دانشجویان سوسیالیست تجمع خود را به فردا موکول کرد. جمعی از دانشجویان نیز به دلیل حضور بسیجی ها و همراهیشان با سر دادن یار دبستانی من که به درگیری بسیج با معترضین انجام شد تجمع را به تحریم ترک گفتند.

بیانیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
بمناسبت 16 آذر (1387)
16 آذر نماد بیش از نیم قرن مبارزه جنبش دانشجویی ایران بمثابه یک جنبش پیشتاز اجتماعی است. جنبش دانشجویی در کشوری اختناق زده، در کشوری که احزاب، اتحادیه ها و حتی سازمانهای صنفی مستقل حق حیات ندارند، در روند مبارزات ضد استبدادی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در ایران تحت حاکمیت استبداد چه در دیکتاتوری سلطنتی و چه در اختناق جمهوری اسلامی جنبش دانشجویی همواره پرچم آزادی خواهی و برابری طلبی را برافراشته نگاه داشته است. گرامی داشت روز 16 آذر فرجه ای برای تجدید پیمان با مبارزات و از جان گذشتگی های این جنبش در تاریخ معاصر ایران است؛ از مبارزات ضد امپریالیستی و ضد استبدادی دهه های 20 و 30 تا مبارزات چریکی و فعالیت های سیاسی و تشکیلاتی کمونیست ها در دهه های 40 و 50 و از جانفشانی های دانشجویان انقلابی دهه 60 در زندان ها و میادین اعدام تا مبارزات توده ای دهه های 70 و 80 برای در هم شکستن دیوار اختناق رژیم جمهوری اسلامی.
در تمام ادوار این تاریخ، بدون شک جریان کمونیستی نقش برجسته ای در پیشبرد مبارزات این جنبش داشته است و جنبش دانشجویی بمثابه بستر تربیت نسل های گوناگون مبارزان چپ عمل نموده است. بعنوان مثال چپ انقلابی و از جمله کومه له که در دهه 40 در مرزبندی با رفرمیسم و مشی چریکی پا به عرصه مبارزه گذاشت و در دهه 50 به اوج رسید، فعالیت خود را از جنبش دانشجویی آغاز نمود و سپس به مراکز کارگری گسترش داد. پس از انقلاب بهمن 57 که جنبش کارگری را وسیعا به میدان مبارزه کشاند، هسته های متعدد طرفدار مبارزات طبقه کارگر در بین فعالین دانشجویی انقلابی شکل گرفت. در ادامه این روند بود که بخش بزرگی از این فعالین تاسیس حزب کمونیست ایران را گام بزرگی در راه تحقق آرمانهای خود دیدند.
وقوع ضد انقلاب فرهنگی به فرمان خمینی در سال 1359 و کشتار انقلابیون در دهه 60 باعث ایجاد وقفه ای در فعالیت های چپ در جنبش دانشجویی گردید. دور جدیدی از فعالیت های چپ در جنبش دانشجویی پس از به بن بست رسیدن جریان اصلاحات حکومتی از سالهای نخستین دهه 80 آغاز گردید. روند فعالیت پر شور و هیجان مبارزان این نسل در آستانه 16 آذر سال گذشته با ضربه نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی مواجه شد که باعث دستگیری ده ها تن از فعالین چپ در شهرهای مختلف ایران شد. این ضربه از یکسو موجی از حمایت های شورانگیز بین المللی و داخلی و شکل گیری محافل چپ در شهرهای گوناگون ایران را به همراه داشت و از سویی دیگر با روشن شدن برخی از دلایل و زمینه های ورود این ضربه که به نواقص اساسی در سیاست و سبک کار بخشی از این فعالین بازمی گشت مباحثات گوناگونی در چپ دانشجویی را به راه انداخت که توان و توجه فعالین چپ در داخل و خارج را در ماههای اخیر به خود معطوف داشت.
اکنون رابطه بین احزاب چپ و جنبش های اجتماعی یکی از مسائل محوری این مباحثات را شکل می دهد. هنگامی که ما از سیاسی شدن جنبش های اجتماعی و طرح استراتژی برای آنها صحبت می کنیم، نمی توانیم با فعالیت احزاب و سازماندهی حزبی در آنها مخالفت کنیم. حزب کمونیست ایران در دوره کنونی در پی تداوم بخشیدن به آرمان های انقلابی خود از خلال پیوند با مبارزات جنبش های اجتماعی امروز ایران یعنی جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش انقلابی کردستان، جنبش دانشجویی و نسل جدید مبارزان کمونیست در این جنبش ها است. اما تاکید بر ضرورت تحزب کافی نیست و مساله تعیین کننده این است که از چه نوع تحزب و فعالیت حزبی و کدام سیاست صحبت می کنیم. حزبی می تواند در پیگیری یک استراتژی انقلابی و سوسیالیستی در جنبش های اجتماعی موفقیت آمیز عمل کند که نه دنباله رو توده ها و جریانات باشد و نه منافع سازمانی خاص خود را بر آنها تحمیل کرده و باعث ایجاد تفرقه و پراکندگی در بین مبارزان این جنبش ها گردد. احزاب انقلابی می باید سیاست های خود را در جهت انسجام بخشیدن به گرایش انقلابی در درون جنبش های اجتماعی طراحی و پیگیری کنند، توجه توده های وسیع را به حقانیت و درستی این سیاستها جلب نمایند تا فعالین حزبی نیز در مدرسه آموزش عینی و عملی این مبارازت و با پیشبرد این سیاستها آبدیده و کارامد تر گردند.
طی سال اخیر هر روزه اخبار بازداشت فعالین دانشجویی، به محاکمه کشیدن و یا تهدید آنان از طریق نهادهای امنیتی و قضایی و کمیته های انضباطی، محرومیت از تحصیلی بسیاری از آنان و فشارهای طاقت فرسای گوناگون بر دانشجویان را شنیده ایم که نشان از تلاش فراوان رژیم در جهت منکوب و محاصره نمودن این جنبش را دارد. از سوی دیگر شاهد جلوه های گوناگون از مبارزات و اعتراضات صنفی و سیاسی دانشجویی بوده ایم که نشانگر ظرفیت ها و رشد تحرکات مبارزاتی و اعتراضی در این جنبش می باشد. این مبارزات و اعتراضات بدون دخالت و تاثیر گذاری جریان چپ به نتیجه مطلوب نخواهند رسید.
دانشجویان چپ و کمونیست می بایست هر چه سریعتر با رسیدن به یک جمع بندی روشن از عملکرد گذشته خود و فائق آمدن بر مشکلات کنونی، در روند تعیین اهداف، ابزار و روش های مبارزات دانشجویی به نحو موثری مشارکت جویند. فعالین سوسیالیست جنبش دانشجویی نه تنها نباید نسبت به مطالبات صنفی و مطالبات گوناگون دانشجویان و مبارزه برای تحقق این مطالبات بی تفاوت باشند بلکه خود باید از فعالین و سازماندهندگان اصلی مبارزه برای تحقق این خواستها باشند. با تاکید بر این خواستها و مبارزه در راه تحقق آن است که می توان بدنه جنبش دانشجویی را در ابعاد توده ای به روند مبارزات و سازماندهی اعتراضات جذب کرد، زمینه های برپائی تشکل صنفی و توده ای دانشجویی را فراهم آورد و این جنبش را بیش از پیش به هیات یک جنبش اجتماعی توده ای در آورد. تنها از این مسیر است که می تواند دستاوردهای از دست رفته جنبش دانشجویی را باز پس ستاند.
عدم دخالت قدرتمند کمونیست ها در این مبارزات واقعی و روزمره و عدم تلاش پیگیر در جهت تثبیت یک استراتژی سوسیالیستی و نمایندگی افق کارگری در این جنبش به معنای واگذاری این عرصه به جبهه راست یعنی لیبرال ها و انجمن های اسلامی است.
در پایان فرارسیدن روز دانشجو را به تمام دانشجویان شادباش گفته و امیدواریم که در سال پیشاروی شاهد فتح سنگرهای جدید در مبارزات توده ای توسط این جنبش باشیم.
گرامی باد 16 آذر روز دانشجو
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
6 آذر 1387- 26 نوامبر 2008
به رهروان رهائی انسان از ستم و استثمار در جنبش دانشجوئی
عزیزان دانشجو!
به همراه شما و دست در دست همه کارگران و انسانهای آزاده فرارسیدن 16 آذر، روز دانشجو، را گرامی و یاد جانباختگان این جنبش را گرامی میدارم. فرصت را غنیمت شمرده و از مبارزات دانشجویان دربند ستایش کرده و به امید اینکه مبازرات موجود امکان آزادی آنها را فراهم کرده و کاری کند که دیگر کسی به خاطر عقایدش به زندان نیافتد.
امسال روز دانشجو در حالی دارد فرامیرسد که کل نظام سرمایهداری در هر دو جهان به اصطلاح توسعه یافته و غیر توسعه یافته دچار یک بحران عمیق است. موج مهلک بحران این بار کل کشتی سرمایه را آماج خود قرار داده است. نمایندگان بخشهای مختلف سرمایه و دولتهای سرمایهداری همه دارند تبیینهای خود نسبت به اوضاع و راه حلهای خود را ارائه میدهند. آنها میدانند که مصیبتهای ناشی از بحرانشان یقه میلیونها انسان کارگر و زحمتکش را گرفته و در آینده یقه میلیونها تن دیگر را خواهد گرفت. آنها میدانند که ما برای دفاع از مردمی که قربانی این نظامند بیکار نخواهد نشست. میدانند که ما فعالین جبهه کار، داریم برنامههای خود را میریزیم. میدانند که جبهه کار در حال تقویت خود است. هر دو طرف مشغول آمده کردن خود هستند.
"رهروان رهائی انسان از ستم و استثمار" در جنبش دانشجوئی، که در جبهه کار هستند، چه برنامههائی برای خود دارند؟ به نظر میرسد که آنها بر این مسئله آگاهند که باید دست در دست فعالین کارگری ضمن ارتقا آگاهی خود لازم است که تبیینها و بدیل خود برای رهائی انسان را هرچه گستردهتر و روشنتر برای مردم تبلیغ و ترویج کنند. میدانند که در دل این تلاش بایستی یک استراتژی بریزیم که روشن کند رکن رهائی انسان از دست ستم و استثمار طبقه کارگر است و نیز افقهای رهائی را نیز مدون و قابل فهم نمائیم. حتما شما با من موافقید که برای تحقق اهدافمان کارهای زیادی هست که باید انجام گیرد که تقویت تشکلهای موجودمان و نیز ایجاد تشکلهای دیگر یکی از آنهاست. تدقیق مرزها با گرایشات غیر رادیکال و غیر کارگری و در همانحال امکان همکاری با آنها در مراکز دانشجوئی و کاری، برای این و آن مبارزه، از کارهای دیگر ماست. هر همکاری ممکنی طبعا باید با حفظ پرنسیپهای ما انجام گیرد. باید به افشاگری و طرد نیروهای اپورتونیستی ادامه دهیم. باید درسهای ناشی از ضربات وارده توسط این نیروها را مداوما مرور کرده و آنرا به جنبش دانشجوئی ارائه دهیم با این هدف که در آینده کسی نتواند از جنبش دانشجويي، جمع دانشجو و آحاد دانشجو بعنوان یک ابزار در راه اهداف سازمانی و اپورتونیستی خود سوءاستفاده کند. طبعا وظایف زیاد و سنگینی پیش پای جنبش ماست که با همکاری همدیگر باید در تحققشان بکوشیم.
بار دیگر روز دانشجو را گرامی میدارم و برای همه شما آرزوی سرفرازی بیشتر را دارم.
محمود صالحی
13 آذر 1387
بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت ١٦ آذر ١٣٨٧
در آستانه فرارسیدن 16 آذر ، روز دانشجو هستیم . 16 آذر سمبل سنت مبارزات ضد استبدادی – ضد امپریالیستی جنبش دانشجویی ، بمثابه جنبش پیشاهنگ اجتماعی در ادوار گوناگون تاریخ معاصر ایران است . نفس انتخاب این روز به عنوان " روز دانشجو " ، خود بیانگر تاثیر عمیق جریانات چپ و سوسیالیست در مبارزات گوناگون این جنبش اجتماعی است . بارها ، چه توسط حاکمیت کنونی و چه با تلاش اپوزیسیون راست کوشش شد تا در تقویم جنبش دانشجویی تغییراتی متناسب با افق و منافع ایشان صورت بگیرد اما هنوز که هنوز است پرچم سرخ 16 آذر بر فراز بام جنبش دانشجویی افراشته است .
نسل جدید چپ باید بکوشد تا درامتداد سنت ضد استبدادی - ضد امپریالیستی پیشین و با به پیش راندن این جنبش به مدار نبرد طبقاتی سهمگینی که در جریان است و جهت گیری ضد سرمایه داری در قبال فجایع اقتصادی – اجتماعی که این نظام به بار آورده است، اولا نقش خود را در تداوم بخشی به مبارزات رادیکال جنبش دانشجویی در راستای خواست های دموکراتیک ایفا نماید و هم زمان ، حلقه مبارزات خویش را به جنبش های اجتماعی و در راس آن ها جنبش طبقه کارگر پیوند بزند؛ این افقی است که پیش روی تمام متحّدین سوسیالیست ما در جنبش های کارگران، زنان، معلمان ،دانشجویان و... قرار دارد و موجب پیوستگی و انسجام استراتژیک مبارزات آنان، همگام با یکدیگر می گردد.
وضعیت و موقعیت کنونی جنبش دانشجویی در تلاقی سه روند شکل می گیرد : نخست سیر صعودی مبارزات ، اعتراضات و اعتصابات که با شرکت توده دانشجویان همراه بوده و عموما خصلت صنفی داشته است . در ادامه اعتراضات و اعتصابات درخشان شیراز ، زنجان ، سهند تبریز و تربیت معلم کرج ، در دوماه گذشته و از آغاز سال تحصیلی جدید شاهد تداوم این گونه تحرکات اعتراضی در دانشگاه های متعدد در اقصی نقاط کشوربوده ایم ؛ از پایداری دانشجویان چپ در اصفهان در مقابل فشارهای گوناگون تا اعتراضات صنفی در دانشگاههای خواجه نصیر ،علم و صنعت، پلی تکنیک، هنر تهران ، دانشگاه نوشیروانی بابل و دانشگاه آزاد نجف آباد، و از اعتراض به تعطیل نمودن نشریات و کانونهای فرهنگی در دانشگاه یزد تا پایداری در مقابل حملات اوباش در دانشگاه زاهدان . همه این موارد، بر بالا گرفتن تحرکات اعتراضی جنبش دانشجویی گواهی می دهند که در فضایی کاملا متفاوت از فعالیتهای دانشجویی در دهه هفتاد و سالهای نخستین دهه هشتاد جریان می یابند و کوچکترین چشم داشتی به جناحها و جریانات حکومتی و وابستگان آنها در دانشگاهها نداشته و عملا بر رسیدن به مطالبات خویش با اتکاء به نیروی توده دانشجویان تکیه دارند . از جانب دیگر فشار فزاینده حکومت بر دانشجویان در جهت نهادینه ساختن بی حقوقی مطلق دانشجویان و پیشبرد سیاست " انقلاب فرهنگی " دوم با چراغ خاموش و تبدیل دانشگاه به حوزه " علمیه " دوم و یا پادگان ، زمینه لازم برای مبارزات گسترده و رادیکالیزه نمودن این مبارزات را فراهم ساخته است .
از سوی دیگر شاهد پیوستن بی سر و صدا و شرمگینانه جریان راست جنبش دانشجویی یعنی دفتر تحکیم وحدت و لیبرالها به کمپین انتخاباتی حکومت هستیم که زیر لوای " برخورد فعالانه " ، " سیاست ورزی " و " دفاع از کاندیداهای مستقل و آزادی خواه " صورت می گیرد . این اتصال مجدد آنها به جناح های حکومتی و گردن نهادن به الزامات برنامه های انتخاباتی این جریانات ، به شکل بالقوه به تضعیف اساسی موقعیت آنها در بدنه جنبش دانشجویی می انجامد؛ که روند واگرایی آن از اصلاح طلبان حکومتی با حضور فعال بدنه چپ دانشجویی چندین سال است که آغاز گردیده و تسریع این روند در در گرو موقعیت شناسی و فعالیت چپ در استفاده از این فرصت، و تثبیت خود به عنوان نیروی دارای هژمونی درجنبش دانشجویی است .
ضلع سوم موقعیت کنونی جنبش دانشجویی را وضعیت چپ در این جنبش تشکیل می دهد . علی رغم سیر صعودی فعالیتهای اعتراضی در جنبش دانشجویی و انزوا و بی برنامگی دفتر تحکیم وحدت ، چپ دانشجویی طی ماه های اخیر در حال از سر گذراندن یک رکود و بحران نسبتا سنگین می باشد برهه ای حساس و تعیین کننده در پی تجربیات تلخ یکسال گذشته خویش است و یکسره بر مباحث و مسائل بازبینی درونی خود خم شده و از پراکندگی رنج می برد . این واقعیت ، تحرکات اعتراضی دانشجویان را از وجود یک نماینده ، سخنگو و سازمانده قدرتمند و رادیکال محروم کرده است و جنبش را ازپیش رو داشتن چشم اندازهای گسترده تر برای پیشروی (ولو به طور موقت) محروم ساخته است .
ما در بیانیه های پیشین خود، به موضوعاتی نظیر توجه به مسایل صنفی در جهت فراگیر نمودن اعتراضات دانشجویی و توده ای نمودن مطالبات و مبارزات ، اعتصابات توده ای به عنوان یک تاکتیک مناسب در این راستا و طرح مساله حق تشکل و " تشکل مستقل دانشجویی " بمثابه فوری ترین و عاجل ترین نیاز جنبش دانشجویی برای سازماندهی فعالیتهای خویش در زمینه های گوناگون اشاره کرده ایم . غلبه چپ بر وضعیت راکد و بحران زده خویش در شرایط کنونی یک اولویت و نیاز عمده و یکی از اصلی ترین حلقه ها در مسیر پیشروی جنبش دانشجویی در راستای برآورده نمودن این نیازها ، طرح و متحقق ساختن این شعارها و برنامه ها ست .
دانشجویان سوسیالیست در این لحظه وظیفه اصلی خود را دقیقا معطوف به چنین امری می دانند . در برخی بحث ها و انتقادات اخیر به نظر می رسد اختلاطی بین جریان و پروژه دانشجویان سوسیالیست و " تشکل مستقل و توده ای دانشجویی " ایجاد شده است . دانشجویان سوسیالیست بنا ندارند که در ادامه مسیر جریان خود را به تشکل مستقل و توده ای مورد نظر دانشجویان که متشکل از همه گرایشها و جریانات است تبدیل کنند. دانشجویان سوسیالیست می کوشند به سلاح موثر و برّنده ای در این مسیر و در راستای تحقق این شعار بدل شوند، اما داعیه نمایندگی تمام جریانات و اقشار دانشجویی را ندارند، بلکه تلاش می کنند به عنوان ظرف مشخص کننده ، وحدت بخش و انسجام دهنده گرایش انقلابی در جنبش دانشجویی عمل کنند و نماینده این گرایش مشخص در جنبش دانشجویی در جهت مبارزه برای تحقق شعارها و مطالباتی نظیر تشکل مستقل دانشجویی ، دفاع از حقوق بنیادی دانشجویان ، مطالبات صنفی ، مبارزه بر علیه آپارتاید جنسی و ...
و نقطه اتصال مبارزات دانشجویان با مبارزات جنبش طبقه کارگر و جنبشهای اجتماعی دیگر نظیر جنبش زنان باشند . تجربیات سابق چپ نشان داد که اعلام موجودیت و فعالیت به عنوان تشکل و جریان " عمومی " متعلق به " همه دانشجویان " در ظاهر و پیش گرفتن یک سیاست اولترا سکتاریستی در عمل تا چه میزان می تواند به حیثیت و توان دانشجویان چپ ضربه وارد کند . در این مسیر است که اعلام استقلال ما از احزاب اپوزیسیون نیز، نه یک الزام امنیتی صرف ،که یک اصل سیاسی اساسی برای تحقق بخشیدن به برنامه هایمان است . پس بار دیگر تایید می کنیم که سعی دانشجویان سوسیالیست براین است که به عنوان جریان وحدت بخش و انسجام دهنده به گرایش انقلابی در جنبش دانشجویی فعالیت کنند، که حول اعتقاد و تعهدعملی به پیشبرد استراتژی سوسیالیستی در جنبش دانشجویی شکل می گیرد و می تواند در برگیرنده وسیع ترین و متنوع ترین شاخه ها و سنتهای فکری و سیاسی چپ و انقلابی، مشروط بر تعهد آنها به عمل در چارچوب این استراتژی و نه پیگیری منفعت های خاص سیاسی و گروهی باشد .
در پایان فرار رسیدن روز دانشجو را به تمام دانشجویان تبریک گفته و از تمام دانشجویان متعهدی که خود را با ما هم مسیر و متحد می بینند دعوت می کنیم تا با تشکیل هسته های دانشجویان سوسیالیست در دانشگاههای مختلف در جهت تاثیر گذاری بر مبارزات دانشجویی و تعیّن بخشیدن به یک گرایش ، آلترناتیو و قطب چپ و انقلابی در جنبش دانشجویی بکوشند .
پیش به سوی تشکل مستقل دانشجویی
زنده باد سوسیالیسم
آذر 1387
دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران
http://www.socialist-students.com/