تبليغاتX
پیام
بمناسبت 5 ماه مه زادروز مارکس


 
این ترجمه کار روزگار برنائی من است که در یکی از نشریات آن زمان نیز منتشر شد. تجدید انتشار آن را به دومناسبت بجا دانستم: یکی آن که به گزارش رسانه های جهانی مارکس بار دیگر صدر نشین محافل گشته است . چه از سوی راه جویان تازه نفس که در پی آثارش می گردند تا راه از چاه باز شناسند وچه از سوی آنها که به گوشه تنهائی رانده بودندش و اینک گرد از چهره آثارش می گیرند که :
" از هر چه می رود سخن دوست خوشتر است". به باور آنها که می شناسندش اندیشه هایش هنوزطراوت بهاری دارند .



ادامه مطلب
2 نوشته شده در  88/02/26ساعت   توسط آسو  | 

قدرت پول در جامعه‌ی بورژوایی
 

با مطالعه‌ی سطوری که در پی می‌آید خواننده به پاسخ این سؤال بیش از پیش واقف می‌شود که چرا بخشی از چپ خرده بورژوایی مهاجر در پی سال‌ها این در و آن در زدن‌های بی‌حاصل و بالاخره اشراف به بی هوده‌گی موجودیت سیاسی خویش ، به صرافت ایجاد رابطه با دولت‌های بورژوا امپریالیستی می‌افتد. رابطه‌ی معکوسی بین اشراف به ناتوانی خویش- درعین پافشاری به ماندن و ادامه‌ی بقاء در عرصه‌ی سیاست - و نیازی شهوانی به تسهیلات و امکانات مالی ( به هرقیمتی) برای زیست به اصطلاح سیاسی وجود دارد. از همین روست که اگر امکان نفوذ نهادهایی مثل سولیداری سنتر در جنبش کارگری ایران یک خطربالقوه‌ی جدی است ، متاسفانه این امر در سطح بخشی از فعالین و حاملین سوسیالیسم بورژوایی در خارج کشور به واقعیتی غیر قابل کتمان تبدیل شده است.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/12/01ساعت   توسط آسو  | 

راهکار سوسیالیستی

راهکار سوسیالیستی در اوضاع سیاسی کنونی «موانع و  امکانات»

 

هلمت احمدیان

 

گرایش سوسیالیستی و جایگاه آن در اوضاع سیاسی ایران، به عنوان یک موضوع مهم عینی و اجتماعی مدتهاست به یک بحث جدی در میان نیروهای چپ و کمونیست تبدیل شده است. دلیل این امر قبل از هر چیز به نیاز مبرم تر جامعه به گفتمان های رادیکال و سوسیالیستی در پاسخ به نیازهای مبارزاتی و سیاسی جامعه بر می گردد و این امری فی البداهه نیست. گرایش سوسیالیستی با حضور گسترده اش در جامعه ایران، تاریخی طولانی را پشت سر دارد و در جنبش های اجتماعی چند دهه گذشته مهر خود را بر همه جنبش های حق طلبانه و عدالت خواهانه کوبیده است. نمونه بارز این حضور گسترده در جریان انقلاب 57 بود که بویژه در جنبش کارگری و جنبش انقلابی کردستان خود را نشان داد. این گرایش با اعتصاباتش و ایجاد جنبش کنترل کارخانه و شوراهای کارگری این تجربه را فرا روی همه نیروهای سوسیالیستی در ایران قرار داد که بدون حضور طبقه کارگر، سوسیالیسم نمی تواند آینده ای قابل اتکا  داشته باشد. این گرایش توانست بر بطن جنبش انقلابی کردستان سنت و فرهنگ و رویه ای نو و متفاوت از راهکارهای ناسیونالیستی را به صحنه آورد و به قدرتی اجتماعی و توده ای تبدیل شود و این گرایش توانست نیروهای سوسیالیست ایران را به جهتی براند که علیرغم کشتارها و سرکوبگرانه جمهوری اسلامی، تاثیرات افکار و راهکارهای آنها دهه ها بر جامعه ایران بماند.

 

اگر حضور طبقه کارگر در صحنه سیاسی جامعه زمینه پیشروی مارکسیسم را فراهم آورد و برای دوره ای طولانی همنگری زیادی را در بین نیروهای چپ و کمونیست بر سر پایه ترین اصول اعتقادی بوجود آورد، در سالهای اخیر نیز رشد جنبش کارگری که بر بستر آن طیف وسیعی از فعالین پپشرو به میدان آمده اند و امر تشکل یابی توده ای کارگری به امر مبرم آنها تبدیل شده است. بر بستر این ریشه عمیق و گسترده و تعمیق اختلاف و مبارزه طبقاتی در ایران از یک سو  و بحران استراتژیک گرایشات رفرمیستی و لیبرالی در سالهای اخیر از سوی دیگر، ما شاهد رشد بیشتر گرایشات سوسیالیستی هستیم، بگونه ای که حضور و تاثیرات آن  به واقعیتی غیر قابل انکار و اغماض حتی برای جبهه مخالف تبدیل شده است.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/03/03ساعت   توسط آسو  | 

سوسیالیسم

منظور ما  از برقراری  سوسیالیسم واقعی  چیست؟

 

 سیروان پرتونوری

  سرمایه داری به یکباره ظهور نکرد، بلکه از درون جامعه فئودالی رشد کرد، به تدریج قدرت گرفت و در نهایت سیستم فئودالی را از بین برد. رشد تولید کالایی (تولید به منظور فروش) در اقتصاد و شکل گیری بازرگانی از عوامل رشد سرمایه داری بودند. پیشه وران و بازرگانان در شهرها تجمع کردند و با انباشت سرمایه در دستان پیشه وران و بازرگانان کم کم آنان تبدیل به طبقه ای شدند که در جامعه فئودالی به آنان طبقه سوم یا طبقه متوسط می گفتند. انقلاب صنعتی به خصوص اختراع ماشین بخار و تکامل شیوه های ذوب فلزات عامل مهمی در تحول فرماسیون اجتماعی- اقتصادی از فئودالیسم به سرمایه داری بود. به موازات رشد نیروهای مولد، با پیدایش طبقات جدید، اندیشه های بورژوایی اومانیسم، عقل گرایی و لیبرالیسم زمینه های فکری انقلابات بورژوایی را فراهم آوردند. انقلابات بورژوایی هلند، انگلستان و فرانسه ضربات قطعی بر سیستم فئودالیسم وارد آوردند. به هر حال به تدریج سیستم سرمایه داری سیستم مسلط اجتماعی-اقتصادی جهان شد.

سرمایه داران یعنی صاحبان وسایل تولید و کار در مقابل انبوه فاقدان وسایل تولید که مجبورند برای امرار معاش خود برای سرمایه داران کار کنند یا به عبارتی نیروی کار خود را به آنان بفروشند، یعنی مزدکاران.تضاد طبقاتی در جامعه سرمایه داری، همانا تضاد بین مزد کاران و سرمایه داران است.

چنان که میبینیم  جامعه سرمايه داری براساس استثمار طبقه کارگر استوار است، گروه کوچکی از انسان ها بر همه چيز حاکم اند، اکثريت کارگران صاحب هيچ چيز نيستند، سرمايه داران فرمان می دهند، کارگران اطاعت می کنند. سرمايه داران استثمار می کنند، کارگران استثمار می شوند. تمام ماهيت جامعه سرمايه داری عبارتست از اين استثمار بی رحمانه ای که داماً افزايش می يابد.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/03/01ساعت   توسط آسو  | 

موضوعیت مارکس در عصر جدید

موضوعیت مارکس در عصر  جدید

(بمناسبت صد و بیست وپنجمین سالروز مرگ  مارکس)

 

 

بهروز ناصری

19 مارس 2008

 

از تاریخ مرگ مارکس در چهاردهم  مارس سال  1883  تا کنون 125 سال  میگذرد.

مارکس از زمره اندیشمندان انقلابی ماندگار  در تاریخ است. وی  در قرن نوزدهم  زیستند اما  متعلق به حال  و  آینده  جامعه  بشری هستند . تئوریهای که مارکس آنان را تبیین و سپس فرموله نمود  راه  رهائی واقعی انسان از  نظام  استثمارگرانه و ضد انسانی سرمایه داری نشان میدهند. تئوریهای که  صحت جوهر و مضمون آن،  امروز نیز کماکان  بقوت خود باقی هستند.

 

نظام سرمایه داری در عصر کنونی مشقت بارترین و طاقت فرساترین  زندگی را  به انسان کارگر و زحمتکش تحمیل نموده است. جنگ، بیکاری، تبعیضات جنسی ، فضای خفقان و سرکوب، رواج فرهنگ فردگرایی و خود پرستی، رقابت و دهها مصیبت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دیگر از مشخصات نظام سرمایه داری در این  دوره هستند. سازمانهای جهانی سرمایه نظیر صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در تعیین شکل حکومتی یک کشور نقش مهمی ایفاء میکنند. کشورهای امپریالیستی غرب به رهبری آمریکا  برای وسعت  بخشیدن به بازار تحت سیطره خویش و در  رقابت  با رقبای که خود دست  کمی از آمریکا ندارند، به تعرضات نظامی و اشغال   علیه  کشورهای دیگر از نظر نظامی ضعیفتر ولی از  لحاظ منابع زیرزمینی غنی، دست میزنند.

 

پایان جنگ سرد تنها  بمنزله  پایان جهان دو قطبی معنی میشود و  نه  پایان رقابت بین  قدرتهای امپریالیستی یا قدرت  بلامنازع و ابدی آمریکا. امروز دست کم چهار قطب امپریالیستی در حال رقابت با یکدیگر هستند: آمریکا، اتحادیه اروپا، چین و  روسیه. هرکدام بر اساس  منافع سیاسی و اقتصادی که  تعقیب میکنند با تعارضات علیه یکدیگر  کشیده میشوند.  وسعت حیطه تحت سلطه  بر اساس  منافع اقتصادی و سیاسی و گسترش بازار آن سیاستی  است که اتخاذ سیاست جنگ طلبانه و تعرض نظامی و اشغال از آن منتج میشود. همان  سیاستهای که  امپریالیسم آمریکا و اروپا در پیش گرفته است.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  87/01/11ساعت   توسط آسو  |