
در نظام سرمایه داری حتی زمان کار روزانه متعارف عاملی وحشتناک در فرسایش بدون هیچ مرز و محدوده توان جسمی و فکری و قوای دماغی توده های کارگر است. همین زمان کار روزانه رایج سدی عظیم بر سر راه آسایش لازم بدنی و پرورش و رشد و بالندگی وضعیت روحی و قوای فکری کارگران است. کارگری که 8 ساعت کار می کند و استثمار می شود و زجر می کشد و می فرساید و از هستی ساقط می شود هیچ فرصتی برای راحت جسم و فکر و آموزش و رشد و اعتلای قدرت تفکر و خلاقیت و دانش خود پیدا نمی کند. اضافه کاری به طورکلی و به هر میزان، چه رسد به ساعت های ممتد آن، این فاجعه را بازهم هولناک تر و کشنده تر و تحمل ناپذیرتر می کند. اضافه کاری شیرازه هستی کارگران و روابط متعارف عاطفی و اخلاقی و انسانی و اجتماعی آن ها با افراد آشنا و انسان های دیگر را متلاشی می سازد. اضافه کاری فاجعه ای عظیم برای توده های کارگر است و تحمل این فاجعه شوم از سوی کارگران گواه شرایط جهنمی انسان ستیزانه ای است که سرمایه داری بر آن ها تحمیل کرده است
میرحسین موسوی چنان شش دانگ خیالش از وفاداری این جماعت هراس زده راحت است که احدی را پاسخگو نیست و خود را یکه تاز صاحب اختیار همه ی مخالفان احمدی نژاد می داند. او مرکب خود را با اجازه و بی اجازه به هر سرایی که می خواهد، می راند و علنا با فعل و گفته ی خود خط و نشان می کشد که: «همین است که هست. می خواهید بخواهید، می خواهید نخواهید» اما آقای موسوی درب سرای ما بر روی شما بسته است. یابوی پیر شما در میان گوزنهای این جنگل جایی نست. به شما این اجازه را نمی دهیم سرود «دل خستگان به بستر خون تازه خفته» را مصادره کرده و در بزم و عیشتان با «هراس آلودگان» از آن استفاده کنید.
اما از منظری دیگر و در تحلیل نهایی، مبارزات صنفی ـ اقتصادی تشکل های مستقل کارگری به رغم دستاوردهای فراوان لیکن به سیستم کارمزدی لطمه ای وارد نمی آورند و قادر نیستند کارگران را از قید اسارت سرمایه و بردگی مزدی رهایی بخشند. به بیانی دیگر چنین مبارزاتی قادر نیستند آنچه را که بقول انگلس «موجب خفت طبقه کارگر می شود» مرتفع سازند. این «خفت» همانا عبارت از این است که طبقه کارگر بجای آن که تمام آنچه را که محصول کار و تلاش بی وقفه و روزمره اش می باشد دریافت کند، لاجرم بایستی به دریافت تنها بخش ناچیزی از آن که «مزد» نامیده می شود بسنده کند و بدین ترتیب به ناگزیر همواره بار رنج و حقارت بردگی مزدی و استثمار نیروی کارش را تحت سلطه طبقاتی بورژوازی به دوش می کشد.
شاید ایران، تنها کشور استثنایی توسعه یافته در جهان باشد که کارگران حق ندارند روز جهانی خود را آزادانه و به طور مستقل برگزار کنند. اما فعالین کارگری با وجود تهدیدات و سرکوب های مداوم دولتی، از ماه ها قبل با شور و شوق فوق العاده و تحسین برانگیزی به استقبال روز همبستگی جهانی خود و سازمان دهی آن می روند. از این رو، مراسم های روز جهانی کارگر که در شهرهای مختلف ایران برگزار شد در برخی از شهرها به ویژه در سنندج و تهران، نیروهای سرکوبگر حکومتی به تجمع کنندگان یورش بردند و با ضرب و شتم بیش از 200 نفر را دستگیر کردند.
تعداد کارگران و فعالین کارگری شرکت کننده در مراسم حدود 800 تا 1000 نفر برآورد شده است که به تدریج با جمع شدن در ضلع جنوبی میدان آب نما ، اقدام به پخش شیرینی نموده و در شرایطی که تعداد دیگری از افراد حاضر در محل به سمت آنان در حرکت بودند با شعار"زنده باد جنبش کارگری" و "کارگران اتحاد اتحاد" مراسم را آغاز نمودند . نیروی انتظامی و ماموران لباس شخصی حاضر درمحل که انتظار چنین اقدام جسورانه ای را از طرف کارگران و فعالین کارگری نداشتند ، با آغاز مراسم به آنان حمله کرده و با استفاده از ابزارهای سرکوب از قبیل اسپری فلفل و باتوم های برقی اقدام به ضرب و شتم کارگران ، فعالین کارگری و مردم حاضر در مراسم نمودند .
به مناسبت روز جهانی کارگر ،اول ماه مه – یازده اردیبهشت – بنا به فراخوان تشکل های مستقل جنبش کارگری ایران که خواسته ها و مطالبات کارگران ایران در آن قید شده بود،امروز جمعه ، ساعت 5 عصر ، با حضور تعداد زیادی از کارگران ، فعالین کارگری ، خانواده های کارگران و مردمی که بنا به فراخوان در محل پارک لاله و در اطراف میدان آب نمای آن تجمع کرده بودند ، مراسم روز جهانی کارگر و حضور برای اصرار بر خواسته های کارگران – مندرج در فراخوان و قطعنامه ی آن – انجام گرفت.
بنا به گزارشی دیگر در شهر سنندج نیز نیروهای گارد ویژه و لباس شخصی ها با اهانت و فحاشی و گرفتن و پاره کردن پلاکادر ها، به صف تجمع کنندگان اول ماه مه وحشیانه یورش برده و با استفاده از باتوم، گاز اشک آور، گاز فلفل و ضرب و شتم حاضرین شماری را زخمی می کنند که چند نفر از آنان کودک هستند. در جریان حمله مزدوران به صف برگزار کنندگان اول ماه مه سنندج نیز شش نفر به نامهای منصور کریمیان، شیوا سبحانی، شب بو خلیلی، فرازم عبدی نوجوان 14 ساله)، فواد کیخسروی و بابک باجلانی دستگیر و روانه زندان می شوند.
دستمزدهاي به شدت زير خط فقر ، اخراج و بيكار سازي گسترده كارگران ، عدم پرداخت به موقع دستمزد ميليون ها كارگر، تحميل قرار دادهاي موقت و سفيد امضاء و حاكم كردن شركت هاي پيمانكاري بر سرنوشت كارگران و بازداشت و زنداني كردن آنان تا سركوب تشكل ها و اعتراضات كارگري و اجراي احكام قرون وسطايي شلاق عليه كارگران و رايج كردن فرم قراردادهاي برده وار جديد، مصائب و بي حقوقي هايي نيستند كه با وقوع بحران در اقتصاد جهاني وارد ايران شده باشند .اين وضعيت سال هاست كه ادامه دارد و هر ساله بر عمق و دامنه آن افزوده مي شود .
اگر بخواهيم نگاهي اجمالي به مراسم اول ماه مه در ايران در دوره ي بعد از انقلاب 57 داشته باشيم خواهيم ديد كه تلاش هاي فراواني براي برگذاري باشكوه اين روز در ايران توسط كارگران و زحمتكشان در دوره هاي مختلف صورت گرفته است .با انقلاب 57 و قدرت گيري يك ضد انقلاب مرتجع و بي سواد زير سايه ي دولت هاي امپرياليستي و با پشتيباني و دخالت آنها وعليرغم سر كار آمدن حزب مرتجع جمهوري اسلامي ،به دليل آنكه انقلاب ،انقلابي توده ايي بود وكارگران نقش انكار ناپذيري در شكل گيري انقلاب 57 داشتند، تا چند سال بعد ازانقلاب ما شاهد برگزاری وسیع اول ماه مه ها در تهران و شهرستانها هستیم. براي نمونه در سال 58 ما شاهد برگزاري با شكوه اول ماه مه در تهران و شهرستان ها و همچنين گسترش وسيع احزاب چپ در اين دوره و رشد بي رويه ي كمونيسم در ايران هستیم.
امروز در شرایطی که جنب و جوش گسترده ای درجبهه بورژوازی برای چاره جویی بحران سیاسی و اقتصادی موجود در جریان است و بورژوازی ایران میکوشد بمثابه یک طبقه ،دستگاه رهبری سیاسی خود را متحد و منسجم نماید و با وجود اینکه طبقه کارگر ایران از لحاظ توان و موقعیت اجتماعی خود از هرلحاظ قادراست به نیروی هدایت کننده و به محور مبارزه برای سرنگونی رژیم اسلامی تبدیل شود ،اما برای وارد شدن در کشمکش های سیاسی جاری،عملا فاقد آمادگی سیاسی و سازمانی لازم است و صفوف آن همچنان پراکنده است .مبارزات کارگران در سال ها و ماههای اخیر زمینه امید بخشی برای پیشروی این طبقه در عرصه جدالهای اجتماعی و طبقاتی جاری را به وجود آورده است .ایجاد تشکل های مستقل کارگری ،اتحاد و همبستگی بادیگر جنبش های اجتماعی ،اعتصاب های پی در پی را میتوان بعنوان نخستین دستاورد این مرحله از مبارزات کارگران ایران به دشمن تحمیل کرد.تنها در چنین صورتی است که تلاشهای بورژوازی ایران برای به بیراهه کشاندن مبارزات طبقه کارگر با شکست روبرو خواهد شد و مطالبات و اهداف کارگران به صدر شعارهای جنبش توده ای جاری کشیده میشود.