
کمتر از 10 روز دیگر دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری حکومت اسلامی برگزار می شود و همچون همیشه در آستانه انتخابات مباحث و گفتگوهای مرتبط با این مقوله درمیان گروه ها و نیروهای اجتماعی- سیاسی از طیف حکومتی گرفته تا اصلاح طلب و اپوزیسیون، از خانه و محل کار و دانشگاه گرفته تا اماکن عمومی، خود را بدل به داغ ترین بحث روز کرده است. فضای انتخاباتی فعلی یکبار دیگر ، همچون دیگر انتخابات، نشان داد که برای اکثریت جامعه ایران برهه انتخابات نه فقط به شکلی نمادین بلکه، تحت تاثیر ایدئولوژی حاکم، به طور عینی مقطعی تاریخی و سرنوشت ساز تلقی می شود. از همین رو انتخابات برای غالب گروه ها و نیروهای اجتماعی بدل به آوردگاهی می شود تا شاید از طریق آن مطالبات و منافع شخصی و گروهی خویش را، به روش های به اصطلاح دموکراتیک، و اصلاح طلبانه به گروه های رقیب و همچنین به برگزیده ی این نمایش انتخاباتی تحمیل کنند.
این نمایش سنخیتی با انتخابات ندارد، از اینرو ضروری نیست در باره آنچه که حضراتی که بنام کاندید به مخاطب قالب می کنند و ویژه این دوره های جنجالی است و بارها شنیده شده " ایران برای همه ایرانیان" محمد خاتمی ، "پول نفت احمدی نژاد سر سفره مردم" جدل و مناظره و دیالوگی صورت بگیرد. هرکدام از آنها سر از صندوق بیرون بیاورد و بر مسند قدرت بنشیند عملکردش پیامدی جزء سیه روزی و شوربختی بیشتر برای طبقه کارگر و مردم آزادیخواه ساکن در ایران به دنبال نخواهد داشت. برای اثبات این ادعا لازم نیست به پاسخ احمدی نژاد به خبرنگار ی اشاره بکنیم که گفته بود سندیکا دیگر چیست ؟ و یا تبلیغات عوامفریبانه سردار رضائی، شیح مهدی کروبی و میرحسین دهه 60 را بررسی کنیم. بجای همه اینها - گرچه هنوز صفحات بیشماری از پرونده آنها ناگشوده و در بایگانی است- کافی است نگاه کوتاهی به بیوگرافی هر چهار چهره ائی بیاندازیم که بعنوان کاندید این نمایشنامه تهوع آور به جامعه عرضه شده اند.