
اما از منظری دیگر و در تحلیل نهایی، مبارزات صنفی ـ اقتصادی تشکل های مستقل کارگری به رغم دستاوردهای فراوان لیکن به سیستم کارمزدی لطمه ای وارد نمی آورند و قادر نیستند کارگران را از قید اسارت سرمایه و بردگی مزدی رهایی بخشند. به بیانی دیگر چنین مبارزاتی قادر نیستند آنچه را که بقول انگلس «موجب خفت طبقه کارگر می شود» مرتفع سازند. این «خفت» همانا عبارت از این است که طبقه کارگر بجای آن که تمام آنچه را که محصول کار و تلاش بی وقفه و روزمره اش می باشد دریافت کند، لاجرم بایستی به دریافت تنها بخش ناچیزی از آن که «مزد» نامیده می شود بسنده کند و بدین ترتیب به ناگزیر همواره بار رنج و حقارت بردگی مزدی و استثمار نیروی کارش را تحت سلطه طبقاتی بورژوازی به دوش می کشد.
توضیحات و استدلال ها چنان باید روشن و برگرفته دنیای خود این گروه سنی باشد که در آنها موجب هیچ گاردگیری نشود. بطور طبیعی این گروه سنی از اینکه به حساب شان می آورند بوجد می آیند و گاه نیز فریب مشوق های دست نیافتنی از قبیل رفتن به دانشگاه و امتیازاتی از این دست می خورند. بعضاً نیز از بیم اینکه مبادا عدم شرکت شان به آینده تحصیلی و روند کاریابی و ... شان لطمه بزند، تسلیم می شوند و مراد سیستمی را که روی این تهدیدها و این تطمیع ها حساب کرده اند و چنین طرحی را طراحی کرده اند، حاصل می کنند. باید این امید و این مراد و این نقشه را هم خنثی کرد و نگذاشت شور و غرور سالم جوانان دستخوش مشوق های کاذب و مسموم سودجویان قرار گیرد.
روزنامه های رسمی کشور بر پایه محاسبات آماری و ضمن رعایت تمامی جوانب احتیاط و پرهیز از درج هر نوع گزارش و اطلاعات مغایر با مصالح دولت سرمایه داری، حداقل جمعیت معتاد کشور را بیش از 15 میلیون نفر اعلام کرده اند. بر اساس نوشته های این رسانه ها حدود 5/1 درصد جمعیت مردان و کودکان کشور به فروش مواد مخدر مشغول هستند. هر کدام این افراد فقط برای گذران زندگی خویش به درآمد ماهانه ای حدود 900 هزار تومان نیاز دارند. با فرض این که هر معتادی در روز فقط یک گرم تریاک ( یا معادل یک گرم تریاک از دیگر انواع مواد مخدر) مصرف کند، هر فروشنده مواد مخدر باید حدود 30 نفر مشتری داشته باشد تا بتواند در ماه 900 هزار تومان درآمد کسب نماید. اگر رقم 30 را در حداقل جمعیت توزیع کنندگان و فروشندگان مواد مخدر ضرب کنیم به رقم 15 میلیون نفر دست خواهیم یافت.
شاید ایران، تنها کشور استثنایی توسعه یافته در جهان باشد که کارگران حق ندارند روز جهانی خود را آزادانه و به طور مستقل برگزار کنند. اما فعالین کارگری با وجود تهدیدات و سرکوب های مداوم دولتی، از ماه ها قبل با شور و شوق فوق العاده و تحسین برانگیزی به استقبال روز همبستگی جهانی خود و سازمان دهی آن می روند. از این رو، مراسم های روز جهانی کارگر که در شهرهای مختلف ایران برگزار شد در برخی از شهرها به ویژه در سنندج و تهران، نیروهای سرکوبگر حکومتی به تجمع کنندگان یورش بردند و با ضرب و شتم بیش از 200 نفر را دستگیر کردند.
تعداد کارگران و فعالین کارگری شرکت کننده در مراسم حدود 800 تا 1000 نفر برآورد شده است که به تدریج با جمع شدن در ضلع جنوبی میدان آب نما ، اقدام به پخش شیرینی نموده و در شرایطی که تعداد دیگری از افراد حاضر در محل به سمت آنان در حرکت بودند با شعار"زنده باد جنبش کارگری" و "کارگران اتحاد اتحاد" مراسم را آغاز نمودند . نیروی انتظامی و ماموران لباس شخصی حاضر درمحل که انتظار چنین اقدام جسورانه ای را از طرف کارگران و فعالین کارگری نداشتند ، با آغاز مراسم به آنان حمله کرده و با استفاده از ابزارهای سرکوب از قبیل اسپری فلفل و باتوم های برقی اقدام به ضرب و شتم کارگران ، فعالین کارگری و مردم حاضر در مراسم نمودند .