
مدتى است حکمتيست هاى خرده بورژوا، رازبقاى خود را در جنجال و فحاشى خلاصه کرده اند. بخشى از اين فحاشى ها و بى حرمتى ها متوجه شخصيتها و فعالين حزب کمونيست ايران و سازمان کردستان اين حزب يعنى کومه له است. بقول مشهور ، حکمتيست ها، چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند، يا به عبارت ساده تر سرنا را از سر گشادش ميزنند!
اين اَقايان در اَخرين نشست دفتر سياسى حزبشان که روزهاى ۲۷ تا ۲۹ ديماه امسال برگزار شده (ناگفته نماند، چون اين اَقايان همواره خودشان را پيشتاز زمين و زمان ميدانند، در اطلاعيه شان ۲۷ تا ۲۹ بهمن نوشته اند ! ) عمده تاً به اين مساله پرداخته اند که چگونه با فحاشى و بى حرمتى به کومه له و حزب کمونيست ايران ميتوانند از بار بحرانى که در اَن غوطه ورند بکاهند.
به عبارت ديگر سال 88 سال رياضت کشی در حوزه عمرانی خواهد بود. البته با سقوط قيمت نفت از پيش هم روشن بود که جز تحميل رياضت از طريق تنطيم بودجه انقباطی راهی در پيش گرفته نخواهد شد. با اين حال انقباطی بودن بودجه معنايش خلاصی از شر کسر بودجه شديد و عوارض آن نيست.
به گزارش رسانه های ايران 8 هزار ميليارد تومان درآمد از محل اجراى طرح شوک تراپي، افزايش 54 درصدى درآمدهاى مالياتي، كاهش تراز عملياتى و مصارف ارزي، منفى شدن رشد اعتبار شركتهاى دولتى و حذف اعتبار واردات بنزين و گازوئيل از ويژگيهاى بودجه 88 است. نگاهی به هر کدام از اين سرفصل ها ابهام شديد در چگونگی تامين منابع بودجه, را نشان می دهد.
همه جنبشهای اجتماعی و سیاسی دنیا در یک تحول سیاسی و تاریخی بوجود می آیند. اما مساله مهم مورد نظر، تاریخ بوجود آمدن "کومله" است که دارای ارزش و اعتبار مهمی است. بوجود آمدن سازمان کومله یک اتفاق نبود بلکه یک ضروریت بود که شرایط تازه بوجود آمده در جامعه کردستان آن را می طلبید. بوجود آمدن کومله برخلاف بوجود آمدن تمام جریانهای دیگر کردستان بود.
مانند ناآرامی هایی که در فرانسه رخ داد، برخورد خشن نیروهای وابسته به دولت برآمده از رای مردم (پلیس) با یک جوان مهاجر حاشیه نشین پاریس فرصتی برای بازگشایی عقده سندیکاهای کارگری و آحاد مردمی فراهم آورد که شاهد پایمال شدن ایده ال های اجتماعی و سیاسی خود توسط نهادهای زیرمجموعه دولت بودند. اعتراضات و ناآرامی سراسری کشور را فرا گرفت و تا مدتها ادامه یافت یا در یونان قتل یک جوان توسط پلیس با چنان حجم عظیم اعتراضات مردمی مواجه شد که دولت را تا آستانه سقوط پیش برد و یونان را عملا فلج کرد . وجه مشترک هر دو حادثه ، خودسری و قانون شکنی نیروی تحت اختیار دولت با فردی از جامعه بوده است.
پنجشنبه 29 ژانویه از طرف تمام سندیکاهای فرانسه ، روز اعتصاب عمومی و تظاهرات اعتراضی سراسری اعلام شده است. تعرض نئولیبرالیسم جهانی علیه حقوق اجتماعی کارگران ، زحمتکشان، بازنشستگان، بیکاران، شدت بیسابقه ای یافته است. بحران عظیم اقتصاد جهانی برآمده از بحران سرمایه مالی که در ذات سرمایه داری نهفته است ، بیش از پیش بدوش مزدبگیران ، بیکاران و بخش بزرگی از بازنشستگان که کم درآمد میباشند سنگینی میکند.
ماموران رژیم جمهوری اسلامی ایران در فاصله جمعه 20 تا 27 دی ماه، قسمتی از گورستان "خاوران" شامل گورهای قربانیان اعدام های سال 60 تا 67 (گورهای انفرادی) و کشتار دسته جمعی تابستان 67 (گورهای جمعی) را با بولدزر زیر و رو کرده و با ریختن خاک تازه و درختکاری برروی گور قربانیان، آثار یکی از هولناک ترین جنایت های تاریخ معاصر ایران را در زیر انبوه درختان پنهان کردند. شمار دقیق قبرها و جنازه های مدفون شده در خاوران مشخص نیست، ولی برآورد می شود که این تعداد از مرز حداقل پنج هزار قربانی می گذرد.
احمد در کشور سوئد به دنیا آمده و اکنون ٥ سال سن دارد. سرگرمی هایش درمقایسه با هم سن و سالانش بسیار متفاوت است. روزانه در حین بازی با رفقایش دهها گلوله زمینی وهوائی را با وسائل بازی و سرگرمی کودکانه اش با درآوردن صدای انواع و اقسام اسلحه های کشنده و نا شناس در تفکر کودکانه اش را به طرف هم بازیهاش شلیک میکند. میدانید چرا؟ فامیل این کوچولوی ما لبنانی است.
یكی از مهمترین معیارهای پایه ای سنجش اینكه یك جامعه، جایگاه آزادی زنان در آن جامعه است. اگرچه برخورد دولت های سرمایه داری به موقعیت و حقوق زنان متفاوت است، اما علی العموم هدف از تداوم تبعیض جنسی و مردسالاری در پرتو تداوم استثمار نظام سرمایه داری قابل توضیح است. در کشوری مثل ایران این ستم و تبعیض مضاعف است و به عریانترین و خشن ترین شکل خود اعمال می گردد، بگونه ای كه سخن گفتن از كم و كیف آن توضیح واضحات است و شاید تكرار ساده آن بویژه برای قربانیان آن که با گوشت و پوست و استخوان درد آن را لمس می كنند، کافی نیست. باید راه چاره را جست و آن را به توده ای محروم و ستمدیده نشان داد.
در ادامه جلسات پالتاکی درباره سولیداریتی سنتر (مرکز همبستگی آمریکایی) که گردانندگان اصلی آن علی خدری از اتحاد سوسیالیستی کارگری و صدیق اسماعیلی از اعضای حزب کمونیست ایران بودند این بار سناریوی سوم را رضا مقدم وارد صحنه کرده است تا به نوعی خرابکاری این رفقایش را از ذهن ها پاک کند. چه در نامه «اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران»، چه در این دو جلسه پالتاکی و چه در سخنان رضا مقدم هیچ سند حتا محکمه پسندی در رابطه با نفوذ مرکز همبستگی آمریکا در جنبش کارگری ایران و هم چنین عضویت مهدی کوهستانی نژاد در این مرکز ارائه نشده است. بعلاوه رضا مقدم، در این بحث خود یک مشت اتهام واهی و بی اساسی را آن هم به زشت ترین و نارواترین شکل به برخی از فعالین سیاسی و سازمان های چپ مخالف خود نسبت داد شده است.
در طول تاریخ مبارزات طبقه کارگر روزهای سرخ و بیاد ماندنی از جان فشانی های طبقه کارگردر عرصه های گوناگون در کشورهای مختلف ثبت شده است که هیچگاه از یاد نخواهند رفت . معمولا سیستم سرمایه داری و سرمایه داران بعد از سرکوب این مبارزات سعی در توجیه ، پوشاندن و کم اهمیت جلوه دادن این وقایع وحتی المقدورتلاش در جهت به فراموشی سپردن آنها توسط جامعه و طبقه کارگربا استفاده ازمرور زمان را دارند.روزهای خونین کمون پاریس ، اول مه شیکاگو، روزهای اعتراضات حق طلبانه زنان آمریکا در ماه مارس و صدها روز باشکوه و پر تلاش و خونین دیگر از این جمله هستند.