
موضع دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد تبریز در قبال حق خلقها در تعیین سرنوشت خویش
کسی که حق خلقها در تعیین سرنوشت خویش را انکار کند نه تنها یک سوسیالیست نیست، بلکه یک دموکرات نیز نمیتواند باشد. اکنون در آذربایجان فعالین «حرکت ملی آذربایجان» با روشهای گوناگون خود را پیشرو در راه کسب این حق میدانند. این سوال مطرح میشود که آیا خواست چنین حقی از جانب فعالین حرکت ملی مشروع است؟
کسی که خود را پیگیر حق و حقوق ملی خلقهای تحت ستم میداند، حق ندارد و نمیتواند ستم بر یک خلق را انکار نماید! زیرا در این صورت او نه برای رهایی ملی خلقها، که برای کسب سلطه بر سایر خلقها تلاش میکند. کسانی که خود را مخالف ستم ملی می دانند در آنادولی حامی سرسخت دولت ترکیه هستند، دولتی که نه تنها حقوق ملی ۲۰ میلیون کرد ساکن آنادولی بلکه وجود ۲۰ میلیون انسان را انکار میکند و هر روزه از تمامی تریبونهای رسمی و غیر رسمی فاشیستیترین مواضع تحقیرآمیز علیه خلق کرد را اتخاذ میکند. هرگونه اعتراض مدنی و بر حق مبارزان حقوق ملی را به نظامیترین شکل ممکن پاسخ میدهد. فعالین حرکت ملی نه تنها به مواضع فاشیستی دولت ترکیه اعتراض نمیکنند بلکه مبارزان رهایی ملی خلق کرد را تروریست مینامند. زیرا ملیگرایی اینها بر اساس زبان «تورکی» است و استخوانهای پوسیده ی جنایتکارانی مانند «چنگیزخان» و ...
اعلام موجودیت دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر
بحران یکه تاز بلامنازع جامعه است. توده های زحمتکش مردم در فقری خردکننده به سر می برند که روز به روز بیشتر گریبانشان را می گیرد. عدم پرداخت دستمزدها و اخراج های گسترده کارگران؛ سرکوب های لجام گسیخته و وحشیانه جامعه همه و همه نشان از بحران عمیق اجتماعی دارند. اقتصاد کشور رو به نابودی دارد و دولت از کنترل تورم و بحران اقتصادی عمیقاً ناتوان است. در چنین شرایطی است که خیزش توده ها شروع می شود. در هفت تپه کارگران در مبارزه ای بی امان با کارفرمایان و دولت کارفرمایان به سر می برند، در بوشهر کارگران صدرا دست از مبارزه برای تحقق خواسته های بر حقشان نکشیده اند اما در ایم بین جنبش دانشجویی به کدام سو رو دارد؟
پس از ضربه 13 آذر بخش چپ جنبش دانشجویی شدیداً آسیب دید. همه به اصطلاح رهبران آن در تهران دستگیر شده بودند و با فاش شدن مسائلی چهره واقعی شان نمایان شد. دانشجویان چپ در تهران در سکوتی مطلق فرو رفتند. اما چپ که خود برآمده از بحران های لاینحل اجتماعی است در شهرستان ها آغازیدن گرفت و این خود نشانه ای است دال بر زنده بودن سوسیالیسم و مارکسیسم انقلابی، شاهدی است بر شکست آوانتوریسم و رادیکالیسم خرده بورژوایی که در لفافه شعارهای کلی و بی معنی چون "آزادی خواهی و برابری طلبی" عرض اندام می کرد.
برای این که بتوان از عقاید و سبک کار انحرافی گسست کرد، بی تردید باید کمر به نقد بی امان آن ها بست چرا که "تئوری تنها زمانی می تواند توده ها را در بر گیرد که سفسطه بازی را نشان دهد." و این سفسطه بازی عملاً چیزی به جز اتهام زنی به مخالفان، حذف گرایی و فرقه گرایی نیست.
از آغاز سال جدید، در جنوب کشور و به ویژه استان های خوزستان و بوشهر، حرکت های خودجوش کارگری زیادی شکل گرفته است. کارگران هفت تپه و کارگران صدرا نمونه های بارز این اعتراضات هستند. از آن جا که ما به عنوان مارکسیست های انقلابی معتقدیم: "کمونیست ها... منافعی جدا و مجزا از منافع مجموع کارگران ندارند... آن ها اصول فرقه گرایانه ای را مطرح نمی کنند که بخواهند بر اساس آن جنبش پرولتری را شکل دهند و به قالب [مود نظر خود] در آورند"؛ در راستای دخالت در جنبش کارگری و مبارزه برای دگرگونی شرایط موجود، موجودیت "دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر" را اعلام می داریم و هدف اولیه و فوری خود را تشکیل قطبی برای دفاع از حرکت های کارگری و ایجاد اتحاد میان دانشجویان و فعالین سوسیالیست منطقه می دانیم.
ما به عنوان "دانشجویان و فعالین سوسیالیست" از رفقای سوسیالیست و انقلابی سراسر کشور می خواهیم با ما در جهت تحقق بخشیدن به اهدافمان همراه شوند.
زنده باد سوسیالیسم
موجودیت دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر
اهمال کاری رژیم جمهوری اسلامی در زنده زنده سوختن کارگران شازند
شباهنگ راد
تودههای ستمدیدهی ایران هر روزه دارند در زیر سلطهی رژیم جمهوری اسلامی خبرهای ناگواری را میشنوند. خبرهای بسیار درد آور و تکانهنده که با شنیدن آن قلب هر انسان آزادیخواه را میآزراند. زندگی در ایران برای میلیونها انسان بهمانند مرگِ تدریجیست. سران حکومت همه را در مضیقهی کامل قرار دادهاند و کارگران جدا از درگیری با هزاران مشکلات و مصائب دستساز سرمایهداران، جانشان روزانه در معرض خطر قرار گرفته است و هر لحظه دارند با مرگ دستوپنجه نرم میکنند. طبیعتاً وجود چنین وضعیتی تماماً بهگردن مناسبات حاکم بر جوامعایست که قدرتمداران ساختهاند. بهراستی که روزی را نمیتوان یافت که در آن از درد و رنج و بدبختی انسانها و خبرهای تکاندهنده نهباشد. زندگی در بیقولهها، تلف شدن محرومان در زیر خرابهها، زندگی در خیابانها و گرسنگی و بی حقوقی، همه و همه ارمغان سردمدارانیست که آمدهاند تا "سعادت" و "خوشبختی" به یغما برده شدهی میلیونها توده را به آنان باز گرداندهاند!!!