
جابجا شدن مقصر و مدعی
رابطه فحاشی حکمتیست ها و عملکرد آنها در جنبش دانشجویی
رضا مقدم – 18 خرداد 1387 - 7 ژوئن 2008
1 - فحاشی های تازه و حکمت آنها
گردونه فحاشی سه حزب کمونیست کارگری و اعوان و انصارشان یکبار دیگر علیه ما به گردش در آمده است. اگر در سال 1999 و در زمان حیات منصور حکمت اعضا و رهبران این حزب ناسزاها و تهمت های کثیف خود را با اسم و رسم منتشر می کردند اینبار از طریق باز کردن ستون اظهار نظر در وبلاگهای آزادی بیان و اتحاد کارگری و بدون نام و نشان به این کار مشغولند. هدف فحاشیهایی که در زمان حیات منصور حکمت صورت گرفت جلوگیری از رسیدن صدای انتقاد ما به مباحث غیر مارکسیستی و غیر کارگری "حزب و قدرت سیاسی" به گوش کارگران و سوسیالیستها بود. امروز تهمت های کثیف هر سه حزب کمونیست کارگری اگر چه خطابش به اتحاد سوسیالیستی کارگری است اما هدفش نه ارعاب ما، و نه ارعاب دانشجویان سوسیالیست، و نه حتی ارعاب دانشجویان مدافع سایت تریبون مارکسیسم است. هدف این اتهامات مرعوب کردن دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و بویژه وابستگان به خود حکمتیستهاست تا به موج وسیع افشاگری از سهم اقدامات حزب سیاسی - نظامی و ماجراجوی حکمتیست در ضربه ای است که به جناح چپ جنبش دانشجویی خورده، علنا نپیوندند.
ما مرعوب فحاشی ها و اتهامات کثیف حزب کمونیست کارگری در زمان منصور حکمت نشدیم که هر روز دهها فحشنامه و تهمتنامه علیه ما منتشر می کردند چه برسد به امروز که فحاشان کمونیسم کارگری از نفس افتاده اند و در تمام یکی دو هفته گذشته در داخل و خارج کشور 20 تا ناسزا نامه منتشر نکرده اند؛ بعلاوه جنبش کارگری و فعالینش در موقعیت فعلی نبودند و شاید هم چنانچه بودند نه منصور حکمت به مخیله اش می رسید که با بحث غیر مارکسیستی "حزب و قدرت سیاسی" خود طبقه کارگر را از تئوری قدرت گیری حزب بیرون بگذارد و نه کسی از وی قبول می کرد؛ امروز در کنار موقعیت بهتر مبارزاتی جنبش کارگری نسبت به گذشته، هم دانشجویان چپ و سوسیالیست سر بر آورده اند و هم خود این حزب فحاش و تهمت زن در زیر تناقضات مباحث "حزب و قدرت سیاسی" با اوضاع سیاسی ایران سه تکه شده و همگی در انتهای راهند.(1) ناسزاگویان حرفه ای جریان کمونیست کارگری باید اندکی بیندیشند که اگر ما در سال 1999 مرعوب تهمتها و فحاشی های آنها نشدیم، امروز که صدای انتقاد به مباحث "حزب و قدرت سیاسی" از کامیاران نیز شنیده می شود به طریق اولی کمپین ناسزاگویی آنها کوچکترین تاثیری بر عزم ما برای مقابله با خط مشی انحرافی منصور حکمت و دفاع از سوسیالیسم کارگران نمی تواند بگذارد.(2) اکنون نیز تهمت های و فحاشی های هر سه حزب کمونیست کارگری دانشجویان چپ را مرعوب نمی کند. آنها، همانطور که خودشان اعلام کرده اند، سهم حکمتیستها در ضربه مهلک به جناح چپ جنبش دانشجویی را تماما و تا به آخر بررسی خواهند کرد.(3)
رسوایی هر چه بیش تر حکومت اسلامی
در نزد افکار عمومی مردم جهان!
بهرام رحمانی
عامل اصلی کلیه مصائب و مشکلات و بدبختی های بشر، ناشی از عملکردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی سیستم سرمایه داری است. بر این اساس، هر بحث و تحلیلی که این عامل را نادیده بگیرد و در چهارچوب همین سیستم به دنبال تغییر اساسی باشد توم پراکنی بیش نیست. به همین دلیل، کلیه دولت ها از نوع خشن و جانی آن هم چون حکومت اسلامی، تا مدرن و به اصلاح دمکراتی آن هم چون دولت های غربی، همگی در جهت استثمار بشر حرکت می کنند و راه حل هایشان در واقع در جهت حواب گویی به بحران های خودشان و جلوگیری از خیزش جنبش کارگری و همه ستم دیدگان و پا برهنگان است.
فقر و گرسنگی یک پدیده غیرانسانی و غیرقابل تحملی است که انسان گرسته را به هر راهی سوق می دهد. متاسفانه فقر و گرسنگی در قرن بیست و یکم سالانه جان ده ها هزار از انسان رنج دیده و گرسنه را به کام مرگ می کشاند.
در آغاز قرن بیست و یکم، بیش تر از 850 میلیون انسان در جهان، همواره زجر و درد و رنج فقر مطلق را تحمل می کنند. بیش از 200 میلیون کودک در جهان برای زنده ماندن خود و نزدیکانشان، بدون آن که به فراگیری آموزش و تحصیل بپردازند؛ به انجام کار های سخت و زیان آور می پردازند. در حالی که دولت های جهان سالانه میلیاردها دلار صرف هزینه های نظامی برای جنگ و کشتار اختصاص می دهند در حالی که اگر بخش کوچکی از آن را به برچیده شدن پدیده فقر و کودکان کار صرف کنند هیچ انسانی گرسنه سر به بالین نمی نهد و به کار هیچ کودکی نیازی باقی نمی ماند.
در چنین شرایطی، کنفرانس دولت های عضو سازمان خوار و بار و کشاورزی در ایتالیا و پرداختن آن ها به گرانی مواد غذایی و گرسنگی جهان، اشک تمساح ریختن برای گرسنگان چیز دیگری نیست.
یکی از شرکت کنندگان کنفرانس سه روزه رم، احمدی نژاد رییس جمهوری حکومت اسلامی ایران بود که در این سفر هر چه بیش تر در نزد افکار عمومی جهان رسواتر شد.
احمدی نژاد، روز سه شنبه 14 خرداد 1387 - 3 ژوئن 2008، به منظور شرکت در اجلاس سالانه سازمان خوار و بار و کشاورزی سازمان ملل «فائو» وارد رم شد.
منوچهر متکی، وزیر امور خارجه، اسفندیار رحیم مشایی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، محمدرضا اسکندری وزیر جهاد کشاورزی و سیدمجتبی ثمره هاشمی، مشاور ارشد رئیس جمهور از جمله همراهان احمدی نژاد در این سفر بودند.
حضور احمدی نژاد در رم، به عنوان رئیس جمهور یک حکومت دیکتاتوری و سرکوبگر موجب اعتراض شدید مردم ایتالیا قرار گرفت. حتی روزنامه ایتالیایی «ایل رفورمیستا»، از مردم ایتالیا خواست علیه سفر احمدی نژاد به این كشور دست به تظاهرات بزنند. ایل رفورمیستا، خطاب به مردم ایتالیا نوشت، در روز سوم ژوئن 2008، امسال راس ساعت 20 در میدان «کمپی دولیو» در تظاهرات اعتراضی علیه احمدی نژاد، شرکت كنید. این روزنامه، از همه كسانی كه با این خواست موافق هستند از جمله فرانکو فراتینی (وزیر امور خارجه ایتالیا) دعوت به عمل آورد تا با شركت در این تظاهرات، صدای خود را به گوش احمدی نژاد برسانند.
ایل رفورمیستا، نوشت احمدی نژاد همان كسی است كه كشتار یهودیان به دست نازی ها را انكار می كند. احمدی نژاد، رئیس جمهور حکومتی است که از اصلی ترین ناقضان حقوق بشر در جهان به شمار می رود.
در کنفرانس سه روزه رم، کنفرانس سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد با حضور 44 تن از سران دولت های عضو این سازمان ترتیب یافت تا در آن، بر سر یافتن راه هایی برای حل مشکل افرایش جهانی بهای مواد غذائی بحث و تبادل نظر شود.
کنفرانس سه روزه سازمان خواربار و کشاورزی جهانی، که يکی از نهادهای تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد است، به امنيت غذايی و کمبود ناشی از اوج گيری بی سابقه بهای مواد غدایی و کشاورزی و پيامدهای آن پرداخت.
اتهامات دکان حکمتیست ها بر علیه حزب کمونیست ایران و کومه له
سیروان پرتونوری
رحمان حسین زاده یکی از رهبران حکمتیست و بعضی از اعضایشان طی روزهای اخیر بنابه فرهنگ خودشان کلی اتهامات و فحش و ناسزاگویی غیر واقعی و بدون هیچ پایه و اساسی را به شیوه هیستریک بر روی کاغذ آورده و بر علیه سیاستهای کومه له و حزب کمونیست ایران انتشار داده اند که در اینجا جا دارد از دیدگاه خود در این مقاله کوتاه به آن پرداخته و جواب این اتهامات کینه توزانه و غیراخلاقی را بر علیه کومه له بدهم .
تهمتهای ناروا و غیر واقعی حکمتیست ها بر علیه کومه له از آنجا سر چشمه میگیرد که اخیرادر وبلاگ تریبون مارکسیسم مقاله ای تحت عنوان "وضعیت فعلی و گام های ضروری (نکاتی در مورد جنبش دانشجویی و چپ)، منشتر شده است که به ارزیابی جنبش دانشجویی از مقطع 13 آذر تا به امروز پرداخته و نقاط ضعف و شکست های سنگین این جنبش و از آن مهمتر عاملین این شکست که حزب حکمتیست میباشد را مورد نقد و افشاگری قرار داده است .و گویا کومه له هم این مقاله را در سایت رسمی خود قرار داده است و خود یکی از پشت پرده های این وبلاگ که به تریبون جوان ربط دارد میباشد و این یکی از گناهان کبیر کومه له نزد حکمتیست ها شناخته شده و بهانه ای برای تهمت زدن و استفاده کردن از ادبیات غیر اخلاقی حکمتیست ها بر علیه کومه له در دست آنان قرار گرفته شده است .
حال باید ببینیم آیا قرار دادن مقاله ای که نزدیک به دو ماه قبل در درون خود جنبش دانشجویی رد و بدل شده است و در موردش هم اظهار نظر و موضع گیری شده است آیا دلیل بر این میباشد که حکمتیست ها با کمال پر رویی و بی شرمانه کلی اتهامات ناروا از جمله همسویی با وزارت اطلاعات رژیم و کمک به زیادتر شدن معلومات رژیم برای محکوم کردن رفقای دانشجوی داخل را به کومه له بچسپانند این اتهامات و ناسزاگویی ها و استفاده کردن از ادبیات غیر کمونیستی بر علیه کومه له فقط از در ج این مقاله در سایت کومه له نبوده، این نوع ادبیات غیر سیاسی بر علیه گرایش سوسیالیستی در درون جامعه از سوی شاخه های کمونیسم کارگری تاریخی کهن دارد و از همان اوایل انشعاب و جدا شدن این گرایش از حزب کمونیست ایران و کومه له این نوع ادبیات ضد مارکسیستی همیشه و همه جا از جانب شاخه های کمونیسم کارگری با تمام جناح هایش بر علیه کومه له به کار گرفته شده است و فقط بهانه های این اتهام زدن ها تغییر میکند و هر بار تحت عنوان های مختلف بر علیه کومه له انجام میگیرد . رحمان حسين زاده و تمامی رهبران حکمتیست ها سالهاست از کومه له کينه به دل دارند و با انواع شیوه های غیر اخلاقی و اپورتونیستی خواسته اند از اعتبارات و محبوبیت کومه له در اذهان عموم و در درون جنبش چپ و کمونیستی ایران بکاهند و زیر پایش را خالی کنند ، چون بر خلاف تحليل هاي پادرهواي تمامی رهبران کمونیسم کارگری در سالهای اوایل جدایی این گرایش از حزب کمونیست ایران و کومه له این تشکیلات با رفتن آنها دود نشد و هوا نرفت بلکه روز به روز با قدرت و سلابت و پشت کار به فعاليت کمونیستی خود به عنوان يک جريان چپ و کمونیست به فعا لیتش ادامه داد و جرياناتي مانند حکمتيست با سیاست های غیر کمونیستی و انحرافی که میخواهند جنبش چپ در درون جامعه را به انحراف بکشانند و از آنها بمثابه یک ابزار ی برای مطرح کردن خود استفاده کنند، را به حاشيه راند.خطوط اصلی که این گرایش بر آن بنا شده است میراث فکری منصور حکمت است که هیچ نزدیکی با مارکسیسم و طبقه کارگر ندارد ،کسی که از کمونیسم منصور حکمت تغذیه میکند نمیتواند بیان کننده عادلی برای بیان حقیقت باشد .