
درسهاي يك تجربه تلخ
لنا
خرداد 87
در جريان ضربه آذر ماه 86 به جنبش دانشجويي نكات قابل تعمق بسياري وجود دارد كه نمي توان ونبايد به سادگي و سطحي از آن عبور نماييم. هر چند در جريان مبارزات سياسي در ايران و حتي بسياري از مبارزات اجتماعي كه رنگ و بوي سياسي كمتري داشته باشند ، سركوب در جامعه ما به امري عادي تبديل شده و بر اين مبنا ممكن است سركوب جنبش دانشجويي نيز روال معمول و جاري جامعه ما تلقي گردد، اما در كنه جريان مراسم آذر ماه، سركوبها و جريانات درون زندان و پس از ان نكات بسياري وجود دارد كه ضروري است آنها را كندو كاو نموده و درسهاي لازم از اين تجربه تلخ را چه براي جنبش بطور كلي و چه براي جنبش دانشجويي بطور اخص بگيريم. عده اي بر اين باورند كه "دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب تهران"، بدليل سهل انگاري در رعايت نكات امنيتي و مخفي ضربه خورده و اين نكته را بعنوان علت اصلي در صدر بحثشان قرار مي دهند. اينكه جنبش دانشجويي و دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب تهران به تلفيق كار مخفي و علني نگاه واقعي نداشته اند مسئله با اهمتي است اما بهيچ وجه اين نكته تعيين كننده نبوده چرا كه مسئله كار مخفي و علني و اتخاذ هر تاكتيكي بطور كلي ناشي از تبيين هر گرايشي از اوضاع و احوال جامعه ، سطح مبارزه طبقاتي و به تحليلشان از توازن قوا بر مي گردد. در واقع دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب، جنبش و سطح مبارزه در دانشگاه را در چنان مدارجي مي ديدند كه در مقابل ان رژيم مستاصل و قادر به هيچ تحرك قابل توجهي نمي باشد.
فعاليت علني به درجاتي نه تنها در جنبش دانشجويي بلكه در روند مبارزه طبقاتي جامعه ما و جنبش كارگري به يكي از ضروريات پيشرفت مبارزه طبقاتي امروز تبديل شده، اما حد و حدود و نوع نگاه به ان بر مبناي واقعيات موجود نكته اي تعيين كننده و بسيار با اهميت است.
قبل از هر چيز بايد نگاهي گذرا به فضاي جنبش دانشجويي در چند سال گذشته داشته باشيم. پس از افول جنبش اصلاح طلبي در جامعه ، جنبش دانشجويي نيز كه قويترين پايگاه اين جريان بورژوايي بود، دستخوش تناقضات بسياري گرديد، نتيجه چنين تناقضاتي رشد گرايش چپ و آشنايي با الفباي ماركسيسم بود. اما همه اينها براي اينكه جنبش دانشجويي قادر باشد در متن مبارزه جاري طبقاتي جامعه قرار بگيرد كافي نبود. اولا، ويژگي هاي جنبش دانشجويي كه عامل ذهني در آن نقش قوي وپررنگي در مقايسه با جنبش كارگري دارد باعث شد زمينه براي رشد انواع سوسياليسم غير كارگري فراهم گردد. طبيعتا بي تجربگي دانشجوياني كه نسل اول گرايش چپ در اين دوره جديد در دانشگاه بودند ، نيز بستر مناسبي براي نفوذ گرايشات غير كارگري بود. با توجه به وجود نيروهاي جوان وپر شور، گرايشات آوانتوريست و اراده گرا، زمينه بيشتري براي رخنه در اين جنبش داشتند. گرايشاتي كه افقشان بر مبناي ايجاد دنياي مجازي و كسب قدرت با عده اي روشنفكر جدا از توده تعريف مي شود ، بر چنين موجي سوار شدند . همانطور كه در دوران حكومت سلطنتي پايگاه اصلي چريكها در دانشگاه بود و فقط با رشد مبارزه طبقاتي در جامعه اين گرايش تا حدود قابل توجهي كنارزده شد.
نامه دبیر یکی از دبیرستان های آذربایجان غربی به دانش آموزان سوسیالیست تبریز
متنی که از نظرتان خواهد گذشت نامه دبیر یکی از دبیرستان های آذربایجانی غربی است که به دانش آموزان سوسیالیست تبریز فرستاده شده است.این دبیر و رفیق نا آشنا در این نامه که به ایمیل وبلاگ ما فرستاده شده در کاری بسیار مفید وستودنی سعی کرده مارکسیسم و بینش مارکسیستی را به زبان ساده شرح دهد تا از این طریق نوجوانان و بالاخص دانش آموزان مشتاق را با مفاهیم اساسی آشنا کند.ایشان در نامه خود به ما این نکته را هم گفته که تصمیم دارد این مباحث را به صورت ادامه دار در اختیار وبلاگ ما قرار دهد.ما ابتدا خواستیم تا از این مطالب در نشریه دانش آموزی که قصد داریم به زودی در اینترنت راه اندازی کنیم استفاده شود ولی از آنجا که کارهای آن نشریه چندان آماده و مدون نیست و زمان انتشار آن فعلا معلوم نیست تصمیم گرفتیم مطلب را روی وبلاگ قرار دهیم.نوشته ایشان برای ما بسیار مفید و قابل استفاده بود و امیدواریم برای دیگر دوستان همسن و سالمان هم آموزنده باشد.نامه این دبیر ما را بسیار خوشحال و امیدوار کرد از این رفیق گرانقدر بی نهایت متشکریم و در انتظار دیگر نوشته های ایشان هستیم.
***************************************************
از تحلیلمان دفاع می کنیم ، اپورتونیستها را افشا می کنیم
منبع وبلاک تریبون مارکسیسم
26/5/2008
http://tmarxism.blogfa.com/
1- وبلاگ " تریبون مارکسیزم " یک وبلاگ وابسته به سایت " تریبون جوان " است . این سایت در جهت تقویت گرایش کمونیستی در بین جوانان و دانشجویان می کوشد و با هیچ یک از جریانات موجود چپ ارتباط سازمانی و تشکیلاتی ندارد . این امر البته مانع آن نیست که در معرفی مقالات و مطالب و طرح دیدگاههای خویش ، از دیدگاه خاصی بهره نجوید .
2- انتشار مقاله و تحلیل ما تحت عنوان " جنبش دانشجویی و چپ : وضعیت فعلی و گامهای ضروری " باعث ایجاد های و هوی و کمپین تبلیغای وسیعی از جانب وابستگان جریانات حکمتیست و اتحاد " کمونیسم کارگری " و برخی افراد دیگر و انگ زنی به ما به عنوان " پرووکاتور " و " پرونده ساز " و " همکار دستگاه اطلاعاتی " و ... گردید . ما پیش از انتشار این تحلیل ، صورت گرفتن چنین واکنشها و ایجاد چنین جو تبلیغاتی ای را - که همگان می دانند که وجه مشخصه این دسته " احزاب " مهارت در به راه انداختن چنین امواجی در فضای مجازی است - پیش بینی می کردیم . ما آگاهانه دست به این کار زدیم ، از تحلیلی که انتشار دادیم دفاع می کنیم و محکم بر جای خود ایستاده ایم . ما نمی خواهیم گذر زمان و فاصله گرفتن از وقایع پیرامون 13 آذر سال گذشته باعث شود که افتضاحی را که عملکرد و سیاستهای فاجعه بار و ابلهانه رهبری حزب حکمتیست و وابستگانش در چپ دانشجویی داخل کشور به بار آورد به دست فراموشی سپرده شوند . بسیاری از فعالین چپ دانشجویی علنی دانشجویی داخل کشور بدون اینکه از چنین سیاستها و اقدامات مفتضحانه ای با خبر باشند به تبعات مضر و منفی آن دچار شدند تا مدتها با این تبعات دست به گریبان خواهند بود. سیاستهای جریان حکمتیست نباید بدون آنکه رسوا و افشا شود و به شکلی همه جانبه به نقد کشیده شود به بهانه های گوناگون به دست فراموشی سپرده شود . به ویژه آنکه بعضی مسببین گریز پای ایجاد این وضعیت و پیش برندگان آن سیاستها با یک فرار به جلوی تمام عیار - که باز یکی دیگر از وجوه مشخصه این جریانات است - به عنوان " قهرمان " معرفی می گردند تا در دوره آتی به عنوان سرمایه ای برای تداوم سیاستهای ابلهانه و رجز خوانیهای حزب حکمتیست و جریانات مشابهش به کار گرفته شوند .
اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
بمناسبت جانباختن 21 کارگر و زخمی شدن ده ها تن دیگر بر اثر آتش سوزی در دو مرکز تولیدی در شازند اراک
بر اساس گزارش خبرگزاری های مختلف در اثر بروز آتش سوزی در دو کارخانه تولید مواد شیمیایی در استان مرکزی در عصر روز گدشته 21 کارگر جانشان را از دست داده و ده ها تن دیگر زخمی شدند. گزارشها حاکیست که وضعیت جسمی 7 تن از زخمی شدگان وخیم است. آتش سوزی در دو کارخانه "كیمیاگستر" و "كیمیاگران امروز" در شهرک صنعتی "بابایی بازنه" در نزدیکی شهر "شازند" روی داده است. برخی از مسئولین دولتی به روال همیشگی علت وقوع این فاجعه را بياحتياطى كارگران هنگام جوشكارى يكى از مخازن حاوى مواد شيميايى اعلام کرده اند.
بروز این وقایع فاجعه بار مستقل از ابعاد آن در مراکز تولیدی ایران تازگی ندارد و این واقعه دردناک هم آخرین آنها نخواهد بود. جمهوری اسلامی با قوانین غیر انسانی و ضد کارگری خود، بی توجهی به حفظ امنیت کارگران در محیط کار را به یک سیاست عملی نهادینه تبدیل کرده است. قوانین جمهوری اسلامی رسیدگی به وضعیت ایمنی در محیط کار را به هیئت های مشترک کارفرمایان و وزارت کار واگذار کرده است، نهادهایی که جان کارگر برایشان هیچ ارزشی جز تولید سود بیشتر برای سرمایه دارن ندارد. در اثر نا امنی محیط کار که نتیجه منطقی قوانین و سیاستهای رژیم و سود پرستی صاحبان صنایع و سرمایه داران است هر روزه شماری از کارگران اعضای بدن خود را از دست می دهند و یا بکام مرگ می روند که لیست شماری از آنها در ستون وقایع دلخراش روزنامه ها درج می شود.
طبقه کارگر ایران از زبان فعالین و پیشروان خود در فرصت برگزاری مراسم و آکسیون های اول ماه مه بارها ضد کارگری بودن این قوانین را اعلام کرده و بر ضرورت تامین بهداشت و امنیت محیط کار که کارگران بیشتر عمر و زندگی خود را در آن بسر می برند تاکید کرده اند. اما تا زمانی که طبقه کارگر ایران با اتکا به نیروی خود تشکل های طبقاتی و توده ای خود را ایجاد نکرده و عملا آن را به رژیم تحمیل نکرده اند و تا زمانی که با اتکا به تشکل های خود نهادهای کارگری را برای نظارت بر تامین امنیت محیط کار تشکیل نداده اند، وقایع محیط کار همچنان از کارگران قربانی می گیرد.
از فعالین و تشکل های کارگری در داخل انتظار می رود که کار تبلیعی و روشنگرانه حول ریشه یابی بروز وقایع دلخراش دو کارخانه "کیمیا گستر" و "کیمیاگران امروز" را به یکی از محورهای فعالیت خود در میان کارگران تبدیل کنند تا توده هر چه بیشتری از کارگران به ماهیت واقعی این وقایع و حقوق طبقاتی خود در این رابطه پی ببرند.
حزب کمونیست ایران ضمن محکوم کردن جمهوری اسلامی و کارفرمایان این دو کارخانه بعنوان مسبب اصلی این واقعه، با خانواده ها و بازماندگان این واقعه دلخراش، کارگران این دو واحد تولیدی و کارگران سراسر ایران عمیقا ابراز همدردی می کند و یاد جانباختگان این واقعه را گرامی می دارد.
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
6 خرداد 1387 --- 26مه 2008
باز هم حرص و آز سرمایه داران فاجعه آفرید و دههاکارگر را در شعله های آتش سوزاند
حمید قربانی
7/3/1387
در فاجعه انفجار و آتش سوزی 2 کارخانه مواد شیمیائی در شهرستان شازند اراک تعداد 64 نفر کارگر جان باخته ویا به شدت دچار سوختگی شدند. در این آتش سوزی که بر اساس گفته یکی از متخصصین خیلی به سادگی می شد از آن جلوگیری کرد، 25 نفر از کارگران اسیر در دست سرمایه سوختند و قربانی درگاه سرمایه شدند و 35 نفر هم دچار اسیب دیدگی شدید گردیدند. بر اساس گفته ی پزشک متخصص سوختگی از مرگ نجات یافته گان 20 تا 80 درصد می باشد. بنا برهمین گفته ها وضعیت تعدادی از کارگران صدمه دیده خیلی وخیم است و احتمال افزایش قربانیان سود اندوزی کارفرمایان خیلی زیاد است. 2 شرکت مزبور هم که کیمیاگران و کیمیاگستر نام دارند تقریبا از شدت آتش سوزی 80 درصد سوخته و ویران شده اند.
آتش سوزی زمانی رُخ می دهد که کارگران نباید سرکار می بودند،زیرا که دستگاه ها درحال تعمیرو بازبینی بودند. درچنین مواقعی به گفته ی مهندس حبيبي، مسوِؤل واحد كارشناسي و ايمني سازمان آتشنشاني اراك، کارگران می باید از محل کار بیرون می بودند ودستگاهها خاموش می شدند.او که با خبرنگار ایسنا مصاحبه کرده است،این مسئله را چنین توضیح می دهد: " در اين حالت تمامي سيستمها، تخليه و كاركنان نيز از شركت خارج ميشوند تا سيستمهاي شركت، تعمير و بازبيني شوند. اما با وجود اين حالت، كاركنان همچنان در شركت مشغول فعاليت بودند." این رفتاری که با این تولید کنندگان سود برای سرمایه و رنج و محنت برای خویش، انجام گرفت وجان آنها را گرفت و ماباقی را به مرده زنده تبدیل نمود، فقط از خوی ضد انسانی و سود پرستی سرمایه داران و مدیران سودجوئی که از حس انسانیت بوئی نبرده با شند، سرچشمه می گیرد ونه از چیز دیگری.
اما ببینیم نماینده دولت دراین رابطه چه می گوید و علت این آتش سوزی را چه می داند. خیرنگار خبر گزاری فارس، در موردعلت این فاجعه جانگداز از زبان فرماندار شازند، چنین می نویسد: "وي علت آتشسوزي را بياحتياطي كارگران هنگام جوشكاري يكي از مخازن حاوي مواد شيميايي عنوان كرد.." واقعاً چقدر پستی و رذالت می خواهد، کارگران سوخته و به خاکستر تبدیل شده را چنین سالوسانه از قربانی به مجرم و کارفرما را از جنایت کار به طلبکار تبدیل نمود. اقای فرماندار برای سرمایه داران کارخانه یعنی اربابان واقعی خود چنین اشک می ریزد.او در ادامه مطلب میگوید: "آتشسوزي از اين مخزن به ساير قسمتهاي كارخانه سرايت كرده است.
از مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه دفاع کنیم!
صبح امروز دوشنبه 6 خرداد ماه 1387 برابر با 26 مه 2008 هزاران تن از کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در بیست و دومین روز از اعتصاب و اعتراض شان در مقابل فرمانداری شهرستان شوش تجمع کرده بودند با یورش وحشیانه نیروهای انتظامی روبرو شدند و 12 نفر را نیز دستگیر کردند.
نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، از وحشت رشد و گسترش اعتراضات این کارگران، حکومت نظامی اعلام نشده ای را در سطح شهر شوش به اجرا در آورده است و با اعزام نیروهای سرکوبگر ضدشورش از شهرهای دزفول، اهواز، خرم آباد و ... به این شهر، راه های ورودی به این شهر و به ویژه شرکت نیشکر هفت تپه را در کنترل شدید خود دارند.
با این همه مبارزه کارگران نیشکر هفت تپه، هم چنان ادامه دارد. آن ها خواهان پرداخت 3 ماه حقوق معوقه، پایان دادن به پرونده سازی ها و احضار فعالین کارگری به دادگاه و برکناری مدیر عامل و اعضای هیئت مدیره این کارخانه و حق تشکل مستقل کارگری می باشند.
ما جمعی از سازمان ها، احزاب ، فعالین سیاسی چپ و کمونیست در استکهلم، که در سال های گذشته کمپین های کارگری را در این شهر سازمان دهی و برگزار کرده ایم و آخرین بار نیز قبل از آزادی محمود صالحی، تحصن و تظاهرات سازمان دهی کرده بودیم این بار تصمیم گرفتیم که در تماس و همکاری با سازمان های سیاسی و تشکل های کارگری سوئدی و غیرسوئدی و با هدف جلب همبستگی با کارگران ایران و در دوره اخیر کارگران نیشکر هفت تپه که با مبارزه ای شکوهمند برای تحقق خواسته های خود، کارفرما و حکومت اسلامی را به چالش گرفته اند، کمپین سیاسی، تبلیغی و عملی برگزار کنیم. ما، در اطلاعیه بعدی زمان و مکان دقیق برگزاری پیکت و ... را به اطلاع عموم خواهیم رساند.
ما از همه انسان های آزاده، فعالین سیاسی، نهادها، سازمان ها و احزاب چپ و کمونیست و مدافع کارگران دعوت می کنیم که این کمپین را از هر طریق ممکن که خود انتخاب می کنند تقویت کنند.
کمپین دفاع از کارگران نیشکر هفت تپه - استکهلم
کارگران نیشکر هفت تپه در یک وضعیت و مبارزه تاریخی
حمید قربانی
25مه 2008
کارگران نیشکر هفت تپه از روز 4 ماه مه، یعنی فقط چند بعد از برگزاری مراسم اول ماه مه، روز جهانی کارگر در محوطه کارخانه که یکی از توده ای ترین مراسم های اول ماه مه در دوره اخیراز سوی کارگران در ایران بود، اعتصاب و اعتراض جدید خود را برای رسیدن به خواست های شان شروع نمودند. کارگران این پروژه صنعتی تمامی مراحل از کشت و برداشت نیشکر تا تولید محصول یعنی قند و شکر را انجام می دهند. تا کنون در سال های اخیر هیچ بخشی از طبقه کارگر ایران مانند این کارگران برای رسیدن به خواست های خود که اکثراً پرداخت دستمزدهای عقب افتاده و امنیت شغلی بوده است، دست به اشکال متفاوت مبارزه نزده و مورد یورش نیروهای سرکوبگر رژیم انسانکش و کارگر ستیز سرمایه اسلامی قرار نگرفته است. ولی در هر دور از مبارزه تسلیم سرکوبگران و زندان و شکنجه نگردیده و در خیلی از موارد مبارزه را ادامه دادند تا به عقب نشینی کارفرما و اعیان و انصارش و دولت حامیشان منجر نموده اند. کارگران هفت تپه در مراسم اول ماه مه و حتی قبل از آن به ایجاد تشکل کارگری (سندیکا) بعنوان یک وسیله مبارزاتی برای رسیدن به خواست هایشان به روشنی و با درایت انگشت گذاشته بودند.
خواست های کارگران دراعتصاب، مبارزات و اعتراضات اخیر شان عبارتند از : پرداخت حقوق معوقه 2 ماه اخیر، پایان دادن به پرونده سازیها و احضار فعالین کارگری به دادگاه انقلاب، برکناری مدیر عامل شرکت یعقوب شفیعی و همچنین اعضای هیئت مدیره ، برکناری رئیس حراست شرکت، فردی بنام زیوداری که در سرکوب، جاسوسی و پرونده سازی علیه کارگران نقش مستقیم دارد. البته به این خواست های کارگران، خواست آزادی کارگران دستگیر شده در طول مبارزه و همچنین لغو دادگاهی کردن 5 تن از کارگران که در اعتصابات و اعتراضات سال قبل دستگیر شده اند و یک خبرنگار به جرم انعکاس دادن اخبار اعتصاب کارگران که اکنون در حال محاکمه شدن می باشند، نیز افزوده گردیده اند.
تا کنون کارگران و خانواده ها و مردم زحمتکش و کارگر دوست شوش و روستا های اطراف بزرگترین تظاهرات تاریخی در این شهر و منطقه را سازمان داده اند. اکثر این تظاهرات و اعتراضات مورد هجوم نیروهای سربکوبگر رژیم سرمایه داران ایران از قبیل گارد ویژه ضد شورش، نیروهای اطلاعاتی_ امنیتی و انتظامی در هئیت لباس شخصی و به زبان دیگر نیروهای فاشیستی با انیفورم و یا بی انیفورم قرار گرفته اند. نیروهای سرکوبگر مانند تمامی همقطارانشان در آقریقای جنوبی زمان آپاتاید، اسرائیل ، ترکیه و... با تمام تجهیزات و وسائل ممکنه سرکوب از قیبل باطوم، گاز اشک آور وگاز خردل که گازی خفه کننده است، تیراندازی زمینی و هوائی و حتی راندن خودرو به میان صف کودکان و همسران کارگران و مردم تظاهر کننده استفاده کرده اند. کارگران و یاری کنندگان انها نیز نظاره گر نبوده بلکه با سنگ و چوب و مشت های آهنین کارگری از خود بدفاع برخاسته و در بسیاری از موارد لباس شخصی های مزدور را گوشمالی حسابی داده اند.