
اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در محکومیت حمله به صف کارگران نیشکر هفت تپه
صبح روز پنجشنبه 26 اردیبهشت ماه تجمع کارگران نیشکر هفت تپه در شهرستان شوش مورد یورش نیروهای رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفت. حمله به صف کارگران معترض از چند روز پیش تدارک دیده شده بود و به همین منظور نیروهای گارد ویژه سرکوب از شهرهای دیگر استان خوزستان به شهر شوش اعزام شده بودند.
اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه در اعتراض به روند تعطیل شدن این واحد تولیدی و بیکار سازی دسته جمعی کارگران آن و نیز عدم پرداخت سه ماه حقوق معوقه از 16 اردیبهشت ماه سال جاری آغاز شد. مدیران این واحد با پرداخت نکردن حقوق معوقه کارگران و قطع آب مزارع نیشکر کارگران را تحت فشار قرار دادند تا بدین وسیله خشک شدن مزارع و توقف تولید در شرکت را به گردن کارگران بیاندازند. در حالی که سرمایه داران و دولت به سادگی سرمایه خود را از بخشی به بخش سود آورتری دیگر منتقل می کننند و جریان انباشت سرمایه خود را ادامه می دهند، با این گونه بیکار سازیهای گسترده سرنوشت معیشت هزاران خانواده کارگری با آینده نامعلوم روبرو می سازند.
کارگران نیشکر هفت تپه شش روز متوالی در مقابل فرمانداری شهرستان شوش تجمع کردند و خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند. حمله نیروهای مسلح رژیم به صف کارگران هنگامی آغاز شد که این کارگران قصد داشتند از محل فرمانداری به سمت بازار شهر به شیوه ای آرام راهپیمایی کنند و صدای اعتراض خود را به گوش همه مردم شهر برسانند. اما ماموران انتظامی و گارد ویژه به صفوف آنها یورش برده و کارگران و خانواده هایشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و کار را به جایی رساندند که با خودروهای خود به صفوف کارگرانی که جز مشت هایی گره کرده و گلوی پر از فریاد چیزی دیگری نداشتند، حمله ور شدند. خبرها حاکیست که در این جریان شماری از کارگران زخمی شده اند.
حزب کمونیست ایران بار دیگر پشتیبانی خود را از مبارزات حق طلبانه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه اعلام می کند و حمله نیروهای سرکوبگر را به صف کارگران معترض به شدت محکوم می نماید.
مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه سنگری از مبارزات سراسری طبقه کارگر ایران است که در مقابل یورش سرمایه داران و رژیم حامی آنها به سطح معیشت و حقوق ابتدایی خود دست به مقاومت زده اند. حمله به صف کارگران معترض در شرایطی آغاز شد که رژیم بیم آن داشت پشتیبانی از مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه به بخشهای دیگر طبقه کارگر در خوزستان و بقیه نقاط ایران گسترش یابد. همین واقعیت نشان می دهد که نقطه ضعف رژیم در کجاست و یگانه راه وادار کردن سرمایه داران و رژیم حامی آنها به عقب نشینی در مقابل خواستهای طبقه کارگر سراسری شدن این همبستگی طبقاتی است.
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
26 اردیبهشت ماه 1387
درباره اعتصاب
و.ا.لنین
در مرتبه اول بايد توضيحی برای وقوع و انتشار اعتصابها پيدا کنيم. هر کس که اعتصابهايی را، چه از تجربيات شخصی خود و چه از گزارشات ديگران، و يا روزنامهها، بخاطر بياورد فورا متوجه ميشود که هر جا که کارخانه بزرگ برپا شده و بر شماره شان افزوده ميشود اعتصاب اتفاق ميافتد و بسط مييابد. بندرت ممکن است که حتی يک کارخانه بزرگ از ميان کارخانههايی که صدها (و در برخی موارد هزارها) کارگر دارند پيدا کرد که در آن اعتصاب اتفاق نيفتاده باشد. زمانی که تعداد کارخانههای بزرگ در روسيه معدود بودند تعداد اعتصابها هم کم بود. ولی از زمانی که کارخانههای بزرگ چه در محلات صنعتی قديم و چه در شهرها و دهات جديد شروع به زياد شدن کردند، تعداد اعتصابها هم زيادتر شده است.
به چه دليلی توليد کارخانههای عمده هميشه منجر به اعتصاب ميشود؟ به اين دليل که سرمايهداری ناچار بايد به مبارزه کارگران بر عليه کارفرمايان منجر شود و وقتی توليد به صورت عمده است اين مبارزه ناچار صورت اعتصاب بخود ميگيرد. اين را توضيح ميدهيم.
سرمايهداری نام آن نظامی است که در آن زمين، کارخانهها، وسائل و غيره... متعلق به تعداد کمی از ملاکين و سرمايهداران است، در حالی که توده مردم يا اصلا از هستی ساقط هستند يا مايملک بسيار کمی دارند و مجورند خود را به صورت کارگر کرايه بدهند.
صاحبان زمينها و کارخانهها کارگران را کرايه ميکنند و آنها را به ساختن اجناس مختلف، از چه نوع فرقی نميکند، واميدارند؛ اجناسی که بعدا در بازار به فروش ميرسانند. به علاوه مزدی که صاحبان کارخانهها به کارگران ميدهند آنقدری است که فقط برای ادامه يک زندگی بخور و نمير برای خودشان و خانوادهشان کفايت ميکند در صورتی که آنچه کارگران مازاد بر اين مقدار توليد ميکنند، به صورت سود، به جيب کارخانهدار سرازير ميشود. بنابراين، تحت نظام سرمايهداری، توده مردم کارگران مزدور ديگران هستند، آنها برای خودشان کار نميکنند بلکه بخاطر دستمزد، برای کارفرمايان کار ميکنند. قرين به عقل است که کارفرمايان هميشه کوشش در کم کردن دستمزد دارند؛ هر چه به کارگران کمتر بدهند سود خودشان بيشتر است. کارگران سعی ميکنند که بيشترين دستمزد ممکن را بدست بياورند تا بتوانند برای خانوادهشان غذای کافی و سالم تهيه کنند، در خانههای خوب زندگی کنند، و مانند بقيه مردم لباس بپوشند نه بسان گدايان. بنابراين دائما دعوائی بين کارگران و کارفرمايان بر سر دستمزد جريان دارد. کارفرما آزاد است و کارگری را که بنظرش مناسبتر بيايد اجير ميکند و بنا بر اين دنبال ارزانترين کارگر ميرود. کارگر هم در انتخاب کارفرمای خودش آزاد است و بنابراين دنبال گرانترين کس ميگردد. يعنی آنکه بيشترين مزد را بپردازد. يک کارگر، چه در شهر کار کند، چه خود را به مالک کرايه دهد و چه به يک دهقان ثروتمند، و يا يک مقاطعه کار و يا يک صاحب کارخانه، او هميشه با يک کارفرما طرف است و با او بر سر دستمزد دعوا دارد. ولی آيا برای يک کارگر تنها امکان دارد به تنهايی مبارزه کند؟ تعداد افراد کارگر رو به ازدياد است. دهقانان در حال خانه خرابی هستند و از ده به سوی شهر و کارخانهها فرار ميکنند. ملاکين و صاحبان کارخانهها در حال بکار انداختن ماشين آلاتی هستند که کارگران را از شغلهايشان محروم ميسازد. در شهرها تعداد روزافزونی بيکار و در دهات بيش از پيش گدا پيدا ميشود. برای کارگر ديگر دارد غير ممکن ميشود که به تنهايی با کارفرما مبارزه کند. اگر کارگر تقاضای دستمزد مناسبی بکند و يا به کم کردن دستمزدها رضايت ندهد، کارفرما به او خواهد گفت: بيرون! و اضافه خواهد کرد که دم دروازه تعداد زيادی مردم گرسنه وجود دارند که با خوشحالی حاضرند با دستمزد کم کار کنند.
وقتی مردم تا حدی بيچاره شده باشند که هميشه تعداد زيادی بيکار در شهرها و دهات وجود داشته باشد و جائی که صاحبان کارخانهها ثروتهای کلان روی هم انبار ميکنند و خرده مالکين توسط ميليونرها از ميدان بدر ميشوند، آنوقت برای سرمايهدار ممکن ميشود که کارگر را بکلی خرد کند، از او و زن و فرزندانش هم همچنين، تا حد مرگ کار بردهوار بکشد. مثلا اگر نگاهی به مشاغلی که در آنها کارگران موفق به جلب حمايت قانون از خودشان نشدهاند و نميتوانند در مقابل سرمايهداران مقاومت نشان دهند بيفکنيم، مدت کار روزانه خارج از حد و حساب طولانی را، که گاهی سر از ١٩-١٧ ساعت ميزند، ملاحظه خواهيم کرد. کودکان ٥ يا ٦ ساله را خواهيم ديد که فشار کارشان بيشتر از حد طاقتشان است. يک نسل از کارگران دائما گرسنه را خواهيم ديد که بتدريج از گرسنگی ميميرند. مثلا کارگرانی که در خانه خودشان برای سرمايهداران کار ميکنند. بعلاوه هر کارگری ميتواند تعداد زيادی از اين مثالها بخاطر بياورد! حتی در رژيمهای بردهداری و فئودالی هم هيچگاه ستم کشيدگی زحمتکشان به دهشتناکی ستم کشيدگی کارگران در رژيمهای سرمايهداری، وقتی که آنها نتوانند مقاومت نشان دهند و يا از حمايت قوانينی که اعمال دلبخواهی کارفرمايان را محدود کند برخوردار شوند، نبوده است.
بنابراين کارگران برای اينکه از بیمقدار شدن خودشان تا چنين حدودی جلوگيری کنند يک مبارزه مأيوسانه را شروع ميکنند. از آنجا که ميبينند که هر کدامشان به تنهايی در مقابل سرمايهداری بی قدرت است و ستم سرمايه تهديد به نابود کردنشان ميکند، شروع به طغيان دسته جمعی در مقابل کارفرمايان ميکنند. اعتصابات کارگری شروع ميشوند. در ابتدا کارگران غالبا نميدانند که چه ميخواهند، چون به اهداف اعمال خودشان آگاهی ندارند. تنها ماشينها را خرد ميکنند و يا کارخانهها را خراب ميکنند. فقط ميخواهند خشم خود را به صاحب کارخانهها نشان بدهند؛ نيروی دسته جمعی خود را امتحان ميکنند تا بتوانند از يک وضعيت غير قابل تحمل خارج بشوند؛ بدون اينکه بفهمند چرا موقعيتشان اينقدر نوميدانه است و برای چه بايد تلاش کنند. در تمام کشورها خشم کارگران در اول شکل طغيانهای منفرد بخود گرفت. پليس و کارخانهداران روسيه به آنها "شورش" ميگويند. در تمام کشورها اين طغيانهای منفرد از يک طرف به اعتصابهای کم و بيش صلح آميز و از طرف ديگر به مبارزه همه جانبه طبقه کارگر برای آزادی خودش منجر شده.
اهميت اعتصابها (يا وقفه در کار) برای مبارزه طبقه کارگر چيست؟
بمناسبت شصت سالگی دولت اشغالگر اسراییل!
بهرام رحمانی
روز یک شنبه 12 مه 2008، کنسولگری اسراییل در سوئد، به مناسبت شصت سالگی دولت اسراییل جشنی را در سالن «برنس» واقع در مرکز استکهلم برگزار کرده بود. پارک مقابل این سالن با کشیدن نواری با نام پلیس به اطراف این پارک، منطقه ممنوعه شده بود. زیرا قرار بود در این پارک، در همبستگی با مردم تحت ستم فلسطین تجمع اعتراضی علیه دولت اسراییل برگزار شود. من به اتفاق یکی از نزدیکانم هنگامی به تجمع اعتراض کنندگان پیوستیم عمدتا جوانان بودند که پلیس ضدشورش، پلیس سوار بر اسب و پلیس شخصی (سپو) که در مینی بوس سیاه رنگی که روی آن با رنگ سفید پلیس نوشته شده بود آن ها را در محاصره خود گرفته بودند. در حالی که خانم ها و آقایان شیک پوش، با حمایت پلیس به محل جشن کنسولگری اسراییل راهنمایی می شدند. تحمع کنندگان با سر دادن شعارهایی هم چون «اسراییل را بایکوت کنید»، «با فلسطین همبستگی کنید»، «همبستگی با مردم فلسطین ادامه دارد» و... به دفاع از خقوق مردم فلسطین برخاستند.
منظره ای که پلیس به وجود آورده بود شبیه به حکومت نظامی بود. تمام آن منطقه پر از پلیس و ماشین های پلیس و پلیس های اسب سوار بود. کوچه های منتهی به سالن جشن اسراییلی ها، با میله های آهنی بسته شده بود و در پشت آن پلیس ها کشیک می دادند. و در مقابل هر کدام از ورودی ها شخصی با لباس شخصی ایستاده بود که مهمانان را از کنترل پلیس رد می کرد. در حالی که فردی با لباس شخصی که اسراییلی بود تلاش می کرد مانع عکس گرفتن بشود اما پلیس ها توجهی به این حرکت وی نمی کردند. با دین این صحنه آنچه که در ذهن بیننده تداعی می شد برخورد خصمانه نیروهای نظامی اسراییل به خبرنگارانی که قصد گرفتن عکس و یا فیلم از هجوم نظامیان اسراییلی به کودکان، زنان و مردم عادی و بی دفاع فلسطین دارند؛ چگونه خبرنگاران را زیر مشت و لگد و قنداق تفنگ می گیرند و دوربین هایشان را هم زیر پای خود تکه تکه می کنند. در هر صورت ما به دلیل کاری که داشتیم ساعاتی بعد محل تظاهرات را ترک کردیم.
چرا باید دوباره به نقد سرمایه داری دولتی پرداخت؟
بابک شکوهیان
18 سال چون باد گذشت. 18 سال از روزی که میخاییل سرگیویچ گورباچف دبیر کل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی انحلال حکومت ایدئولوژیک را در این کشور رسما اعلام کرد. 18 سال از جشن و پایکوبی سرمایه داری خصوصی با این مضمون که: "سوسیالیسم شکست خورد"، "سوسیالیسم به بن بست رسید"، و صدا و سیمای جمهوری اسلامی با هدایت مستقیم "سعید امامی" معاون امنیتی وزارت اطلاعات بلافاصله برنامه تلویزیونی پر از تحریف و دروغ "اضمحلال سوسیالیسم" را بر پرده های تلویزیون آورد، می گذرد.
سال ها پیش از فروپاشی در هنگامی که بزرگترین کشتار و سرکوب چپ ها در ایران رخ می داد، حزبی بنیان نهاده شد که با استناد به متون پایه ای مارکسیستی و اتکا به نقد تحولات تاریخی و سیاسی در اتحاد شوروی و بلوک شرق ثابت می کرد آنچه حدود 70 سال بر این کشورها حاکم بود نه سوسیالیسم بلکه مناسبات تولیدی "سرمایه داری دولتی" بوده است. ارائه چنین دیدگاهی از سوی یک حزب که در زمان خود بزرگترین حزب و سازمان کمونیستی محسوب می شد، امر کوچکی تلقی نمی گردید. چرا که این دیدگاه پاسخی بود به صدها سوال بی جواب کمونیست ها و فعالان چپ و کارگری در ایران: مگر شوروی سوسیالیستی نیست، پس چرا واردات و صادرات در آن کشور مانند کشورهای سرمایه داری است؟ چرا شوروی به افغانستان حمله می کند و مانند برخورد آمریکا با ویتنام آن جا اشغال نظامی می کند؟ چرا شوروی به مجارستان و چکسلواکی لشکر کشی کرد؟ چرا استالین بهترین و قدیمی ترین کادرهای کمونیست اهل شوروی و ایران و لهستان را در تصفیه های سال 1938 قتل عام کرد؟ چرا شوروی، حزب توده و سازمان اکثریت، خمینی و جمهوری اسلامی را مترقی و ضد امپریالیستی می دانند و از آن ها پشتیبانی می کنند؟ دلیل روابط حسنه چین، کوبا و شوروی با جمهوری اسلامی چیست؟ مبادلات کالایی وجه ممیزه نظام سرمایه داری از سوسیالیسم است، چرا در شوروی این مبادلات به شدت رایج است و پایه مناسبات تولید - توزیع آن را تشکیل می دهد؟ و...
سیر پیشرفت جنش کارگری و احتمال تغییرتاکتیک رژیم!
بارزان حسن پور