
اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
بمناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر
(2008)
حزب کمونیست ایران، اول ماه مه روز همبستگی جهانی کارگران را به همه زنان و مردان کارگر و انسانهای آزاده تبریک می گوید.
طبقه کارگر ایران امسال در شرایطی به استقبال روز اول ماه مه این نماد همبستگی طبقاتی کارگران جهان می رود، که طبقه سرمایه دار ایران به یاری و حمایت بی دریغ رژیم جمهوری اسلامی یکی از سیاه ترین دوره های فلاکت اقتصادی را به کارگران ایران تحمیل کرده است. آنچه را که سران رژیم از آن بعنوان غول تورم نام می برند و نرخ واقعی آن سر به 30% می زند، تأمین نیازهای ابتدایی و روزمره زندگی را برای اکثریتی عظیم از خانواده های کارگری به امری شاق تبدیل کرده است.
در مقابل این غول عظیم تورم و گرانی، روال هر ساله افزایش حداقل دستمزدها از سوی دولت و شورای عالی کار که نرخ آن در سال جاری 20% تعیین شده است بهیچوجه پاسخگوی جبران این اوضاع فلاکتبار اقتصادی نیست. سال گذشته همین نهادهای وابسته به دولت و کارفرمایان حداقل دستمزد را 183 هزار تومان در ماه تعیین کردند، در صورتیکه بنا به گزارش موسسات پژوهشی مستقل میزان خط فقر در شهرستانها بالای 600 هزار تومان و در تهران بالای 800 هزار تومان تخمین زده شد. به این حساب بخش های وسیعی از طبقه کارگر ایران به زندگی در پایین تر از خط فقر رانده شده اند. تازه اینها در شرایطی است که بخش گسترده ای از کارگران از شمول قانون کار خارج هستند و افزایش 20% دستمزدها را شامل نمی شوند. کارگران می گویند تحت این شرایط ما دیگر قادر به تامین یک زندگی بخور و نمیر برای خود و خانواده هایمان نیستیم و نمیتوانیم با دستمزدهای فعلی حتی اجاره بهای منازل مسکونی خود را نیز تامین کنیم.
رژیم جمهوری اسلامی این اوضاع فلاکتبار اقتصادی را با سرکوب جنبش های اجتماعی و تلاش برای تشدید اختناق سیاسی توام ساخته است. این رژیم سرکوبگر سال گذشته محمود صالحی از رهبران جنبش کارگری ایران را در آستانه اول ماه مه روانه زندان کرد تا با زهر چشم گرفتن از فعالین کارگری مانع برگزاری مراسم و آکسیونهای اول ماه مه شود. با صدور حکم شلاق و زندان برای فعالین و برگزار کنندگان اول ماه مه سنندج نشان داد که برای سرکوب و خفت دادن کارگران از بکار گرفتن شیوه های ددمنشانه قرون وسطائی نیز ابائی ندارد. اسانلو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد را همچنان در زندان نگاه داشته است. فعالین و پیشروان اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه را مورد تعقیب، بازداشت و آزار قرار داد. در همین هفته های اخیر نیروهای گارد ضد شورش رژیم به هجوم و اشغال کارخانه کیان تایر صدها تن از کارگران این واحد تولیدی را بازداشت کردند. این وحشیگری های رژیم که بیانگر هراس و وحشت رژیم از رشد و پیشروی جنبش کارگری است، به بهترین نحو عظمت و شکوه جنبش کارگری را بنمایش گذاشته است.
جنبش کارگری ایران در مقابل این عطش سود پرستی طبقه سرمایه دار ایران و یورش سرکوبگرانه جمهوری اسلامی از پا ننشسته است. در سالی که گذشت ما شاهد صدها اعتراض و اعتصاب پر شور کارگری در رشته های مختلف تولیدی و خدماتی بوده ایم که اعتصابات پی در پی کارگران نیشکر هفت تپه نمونه بارز آن بوده است، طی این مبارزات کارگران به مقابله با یورش وحشیانه سرمایه داران و دولت حامی آنها به حقوق و مزایای خود بر خاسته اند.
اگر چه مضمون اصلی مطالبات کارگران در این مبارزات بدلیل توازن قوای طبقاتی همچنان تدافعی باقی مانده است، اما همین جنبش مطالباتی که در جریان آن کارگران به اشکال رادیکال تری از مبارزه روی آورده اند، دیوار اختناق جمهوری اسلامی را سست کرده و نه تنها امکان تداوم فعالیت و جنب و جوش فعالین و پیشروان کارگری برای ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای کارگران را فراهم آورده است، بلکه به دیگر جنبش های اجتماعی و آزادیخواهانه در جامعه تحرک تازه ای بخشیده است. روند رشد جریان سوسیالیستی در جنبش دانشجویی با استراتژی اتحاد با جنبش کارگری، و تقویت حرکت سوسیالیستی در جنبش زنان محصول تحرکات جنبش کارگری و حضور آن در صحنه مبارزه بوده است.
اکنون در شرایطی که طبقه سرمایه دار ایران و رژیم جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری بعنوان عامل و مسبب فلاکت اقتصادی و سوق دادن بیش از نیمی از جامعه به زندگی کردن در پایین تر از خط فقر، عامل سرکوب و اختناق سیاسی، نماد آپارتاید جنسی و بعنوان مظهر ستمگری، جنایت و رسوائی انگشت نمای همگان شده است، این طبقه کارگر است که می رود تا شور و شوق مبارزه توده ای علیه این اوضاع را برانگیزد و بیرق رهائی همگانی از چنگال سیاه نظام سرمایه داری را بر دوش کشد.
اما طبقه کارگر تنها با اتکا به حقانیت تاریخی، انرژی نهفته انقلابی و اعتماد به نفس ذهنی نمی تواند این نقش تاریخ ساز خود را بجای آورد. طبقه کارگر برای ایفای این نقش باید به تفرقه و پراکندگی در صفوف خود پایان دهد، باید در اولین قدم تشکل های طبقاتی و توده ای خود را برپا دارد. طبقه کارگر ایران نه تنها برای ایفای نقش تاریخی خود، بکله برای آنکه بتواند زیر فشار کمرشکن فلاکت اقتصادی قد راست کند، از حیثیت انسانی و اعتبار تاریخی خود دفاع کند و بار دیگر کمرش زیر تازیانه شلاق نرود به این تشکل ها نیاز دارد. این واقعیات مبارزه طبقاتی است که تلاش برای ایجاد تشکل های طبقاتی کارگری را همچنان در اولویت کار فعالین و پیشروان کارگری قرار داده است.
طبقه کارگر ایران در سالهای اخیر با جانفشانی پیشروان خود حق اعتصاب و برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه را علیرغم ممنوعیت آن به بخشی از واقعیت مبارزه طبقه کارگر علیه صاحبان سرمایه و رژیم شان تبدیل کرده است. اکنون تداوم اعتصابات و مبارزات کارگران برای رسیدن به مطالباتشان و پا به میدان گذاشتن نسلی از فعالین و پیشروان کارگری که در تشکل های مختلف گرد آمده اند و کمک به امر سازمانیابی کارگران را در دستور کار خود قرار داده اند، برپائی تشکل های کارگری را در دل این فلاکت اقتصادی و اختناق سیاسی به امری ممکن تبدیل کرده است.
فعالین و پیشروان کارگری می توانند با اتکا به تجارب تاکنونی، با بکار بستن تجارب کارگران شرکت واحد در ایجاد سندیکا، با کار نقشه مند و تمرکز نیرو در مراکز تولیدی و خدماتی بزرگ و کلیدی، در جهت ایجاد این تشکل ها ی طبقاتی کارگران گام بردارند. با برداشتن گام های عملی در راه ایجاد تشکل های کارگری در محیط های کار و تولید است که امر طبیعی مبارزه گرایشات مختلف دورن جنبش کارگری جایگاه واقعی خود را پیدا می کند و این سوخت و ساز طبیعی به فرسایش و هرز رفتن نیرو در میدان مقابله با دشمن طبقاتی منجر نمی شود.
اکنون در آستانه اول ماه مه و در حالی که فعالین و پیشروان کارگری برای هر چه سازمانیافته تر و باشکوه تر برگزار کردن مراسم این روز برنامه ریزی می کنند، جا دارد که ضمن تاکید مجدد بر خواستهای محوری طبقه کارگر ایران که می تواند مبنای یک قانون کار دمکراتیک و انقلابی باشد، و تاکید بر آزادی منصور اسانلو و دیگر کارگران در بند، توجه توده هر چه بیشتری از کارگران را به اهمیت و ضرورت تمرکز نیرو و مبارزه برای ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای کارگران معطوف کنیم. با پیروزی در جبهه مبارزه برای ایجاد تشکل های طبقاتی کارگری، پیشروی در تمام جبهه های دیگر مبارزه تضمین می شود.
طبقه کارگر متشکل می تواند حکم جهانی طبقه کارگر مبنی بر برسمیت شناختن اول ماه مه بعنوان روز جهانی کارگر، تعطیلی رسمی این روز، و آزادی کامل کارگران در چگونگی برگزاری مراسم روز کارگر را عملی کند و به اجرا در آورد.
زنده باد اول ماه مه
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
اردیبهشت 1387
آوریل 2008
اطلاعیه کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کار گری
بدین وسیله به اطلاع میرسانیم از مورخ ۰۳/۰۲/۱۳۸۷ کلیه مطالب و نوشته های کمیته هماهنگی تا
راه اندازی سایت ْ کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کار گری ْ از طریق وب سایت کمیته
دفاع از محمود صالحی به آدرس www.kdmahmodsalehi.blogfa.com انتشار می یابد. دوستان میتوانند
انتقادات و پیشنهادات و مطالب خود را به آدرس الکترو نیکی کمیته هماهنگی ارسال دارند.
هیئت اجرایی ٌ کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگریٌ
۱۳۸۷/۰۲/۰۳
آدرس تماس : komite.hamahangi@yahoo.com
از چشمه اول مه در سقز، تا دریای همبستگی جهانی
رضا مقدم – سه شنبه 26 فروردین 1387
محمود صالحی روز یکشنبه هجدهم فروردین 1387و پس از یک سال از زندان سنندج آزاد شد. بیشک همه فعالین جنبش کارگری ایران از آزادی محمود شادمان اند، و تاکنون نیز سیل پیام های تبریک و شادباش برای محمود و خانواده اش ارسال شده است و ارسال شان همچنان ادامه دارد. ما نیز به سهم خود آزادی محمود را به خودش، خانواده اش، کمیته دفاع از محمود صالحی، و به ویژه به همسرش، نجیبه صالح زاده که در تمام این مدت رنج و زحمت چند جانبه ای را متحمل شد و لحظه ای از تلاش برای آزادی محمود صالحی از پای ننشست شادباش می گوئیم. اما مقاله کوتاه حاضر تلاش می کند تا جایگاه عینی دستگیری و حبس محمود صالحی و کمپین آزادی او را در متن مراحل جنبش کارگری ایران بررسی کند.
برای آزادی به موقع محمود صالحی به مدت یکماه بزرگترین کمپین تاریخ جنبش کارگری ایران در داخل و خارج کشور در جریان بود. برای روز 6 مارس و به دعوت مشترک اتحادیه جهانی کارگران ترانسپورت، و "آی تی یو سی" کمپینی برای آزادی محمود صالحی و منصور اسالو فراخوان داده شد که سازمان عفو بین الملل به آن پیوست و سایت کارگری "لیبر استارت" نیز یکی از بزرگترین کمپین های خود را در دفاع از آن سازمان داد. به این فراخوان بسیاری از احزاب و سازمان های چپ و همچنین 14 نهاد همبستگی با جنبش کارگری ایران در خارج کشور نیز پاسخ مثبت دادند و طی آن در بیش از 40 کشور آکسیونهای اعتراضی در مقابل سفارتخانه ها و مراکز نمایندگی رژیم اسلامی برگزار شد.
از آنجا که از آکسیونهای جهانی 6 مارس تا پایان محکومیت یکساله محمود صالحی تنها حدود یکماه باقی مانده بود، اعتراضات برای آزادی به موقع محمود صالحی که با اعتصاب غذای خود وی هم همزمان شد توسط فعالین جنبش کارگری و حامیانش ادامه یافت و به تحصن و اعتصاب غذا و تجمعات متعددی در شهرها و کشورهای مختلف منجر شد که اوج آن تجمع روزهای چهارم و پنجم فروردین در مقابل زندان مرکزی و دادگستری سنندج و برای آزادی بی قید و شرط محمود صالحی بود که به فراخوان کمیته دفاع از محمود صالحی برگزار شد. کمیته دفاع از محمود صالحی از هنگام تشکیل تاکنون یک نقش کلیدی و غیرقابل جایگزین داشته است و از جمله از طریق اطلاع رسانی گسترده و به موقع از وضعیت محمود صالحی بخوبی کمپین آزادی محمود صالحی را در جنبش جهانی کارگری به آخرین اخبار و اطلاعات مجهز کرد. نقشی که در دوران دستگیری و محاکمات دستگیرشدگان اول ماه مه سقز انجمن کارگری جمال چراغ ویسی داشت.
در آستانه اول مه 1387
حمید قربانی
21 فروردین 1387
به نقل از به پیش!30 یکشنبه 1 اردیبهشت 1387، 20 آپریل 2008
اول ماه مه، روز جهانی کارگر در پیش است. طبقه کارگر ایران و نیروهای باورمند به قدرت طبقه کارگر برای رهبری کردن جامعه به سوی یک جامعه بدوراز استثمار و تضادها و تناقض های موجود، با دادن بیانیه و نوشته خود را برای برگزاری هر چه با شکوهتر آن آماده می کنند. صف مقابل یعنی سرمایه داران و دولتشان نیز بیکار ننشسته اند و دارند دسیسه چینی می کنند. آنها از یک طرف با حمله به سفره خالی کارگران، آنان را هر چه بیشتر در مضیقه اقتصادی قرار می دهند و از طرف دیگر کارگران شرکت کننده در مراسم سال قبل را محکوم به دادن جریمه و شلاق می کنند و می خواهند هزینه شرکت در مراسم های مستقل با خواست ها وبرنامه های طبقاتی کارگران را بالا ببرند. به نظر می رسد که هم کارگران وحامیانش و هم سرمایه داران و دولتشان، خود را برای یک رویاروئی مهم بویژه برای طبقه کارگر در یک مقطع تاریخی حساس , آماده می کنند.
زمین لرزه ای که در پیشارو داریم از مدتی قبل علائم خود را اعلام نمود. سرمایه و رژیم پس ازرسوائی رئیس جمهورش در دانشگاه پلی تکنیک و تحمل شکست در دانشگا ه های شمال و عقب نشینی در برابر ارادۀ کارگران مبارز و مصمم کارخانه و مزارع نیشکر هفت تپه و تن دادن به اجراء برخی از خواست های این اعتصابیون از آن جمله تغییر مدیریت و پرداخت حقوق و مزایا، به دانشگا ه ها حمله برد. چرا که چپ مارکسی- لنینیِ کارگر محور دیگر نه چون شبحی بلکه به مثابه یک واقعیت مادی و ملموس، می رود که وحدت حوزه و دانشگاه را به وحدت دانشکاه و جامعه و بویژه دانشجو و طبقه کارگر تبدیل نماید. دولت نظامی- امنیتی سرمایه این یورش را درآستانه برگزاری مراسم 16 آذر انجام داد و با دستگیر و زندانی و شکنجه کردن بیش از50 از نفر از دانشجویان چپ و سوسیالیست وبه قصد نابودی آن و از طرف دیگر با اجرای حکم قرون وسطائی شلاق برای کارگران سنندج به جرم شرکت در تظاهرات اول ماه مه و سپس اعلام حکم موقت برای محمود صالحی، فعال و یکی از شجاعترین رهبران عملی جنبش کارگری ایران، درست چند روز قبل از اتمام یک سال زندان، آنهم درست به جرم فراخوان و شرکت در اولین مراسم توده ای و علنی و مستقل در دوره اخیر اول ماه مه، آنهم نه در کوه و بیابان و یا در سالن های سربسته، بلکه در عمومی ترین مکان، درپارک شهرستان سقز، اراده و تصمیم سرمایه داران را در عقب نشاندن طبقه کارگر در برپانی مستقل روز جشن جهانی اش، به جامعه اعلان نمود.
همصدا و متحد به تدارک اول ماه مه ،روز همبستگی جهانی طبقه کارگر برویم
سیروان پرتونوری
11 اردیبهشت روز کارگر است،اول ماه مه روز جشن کارگران است .بیش از صد سال است که کارگران دراین روز در سراسر جهان دست از کار می کشند .مراسم خود را بر پا می دارند،به جشن و شادی میپردازند و عهد و پیمان و همبستگی جهانی خود را تجدید میکنند.کارگران هر جا که باشند از هرصف و رشته ای ،از هرزبان و نژاد و ملیت و مذهبی ،با هر عقیده و مرامی کارگرند و توسط سرمایه داران استثمار میشوند .کارگران در این روز به دور هم جمع میشوند تا اتحادی پایدار تر و محکمتر پایه ریزی کنند تا این نظام ظالمانه سرمایه داری را از ریشه براندازند تا خواست هایشان را به دست آورند .تا یک صدا فریاد بر آورند زنده باد آزادی ،زنده باد برابری ،زنده باد اتحاد و همبستگی کارگری .
در مقابل خواست و آرمانهای کارگری در آکسیونهای اول ماه مه ،نظم وارونه جهان سرمایه داری قرار گرفته است .حرکت آزاد سرمایه داری در حالیکه برای افزایش سود،مرزها را در نوردیده و بیشتر از هر زمانی جهانی عمل میکند ،در همان حال همزمان بشریت استثمار شده را با پروراندن تمایلات نژاد پرستانه ،مذهبی و قومی ،متفرق و در مقابل هم قرار میدهد تا بتواند این نظام وارونه و ضد انسانی را همچنان بر کارگران تحمیل کند و با پیدایش اولین نشانه های بحران به سفره های بی رونق شان بیشتر یورش آورد و خواست حداقل رفاه و امنیت شغلی را برای آنها به رویایی دست نیافتنی تبدیل سازد.
گندم و برنج و سرمایه
طاهره پورزند
به نقل از به پیش!30 یکشنبه 1 اردیبهشت 1387، 20 آپریل 2008
یک سال پیش موجی از اعتراضات توده ای، معروف به "تورتیلا"، در مکزیک در پی جهش قیمت ذرت بالا گرفت. در حالی که مردم زحمتکش این کشور دیگر نمی توانستند شکم بچه های خود را سیر کنند، ذرت به مخزن بنزین اتوموبیل های گران قیمت همسایه شمالی سرازیر می شد. به هر رو نگهبانان معبد سرمایه داری جهانی در بانک جهانی و صندوق بین المللی پول این موج را بهای ناچیزی می دانستند که باید برای همراهی کردن با جهانی سازی پرداخت.
اما امروز که شورش و اعتراض علیه افزایش قیمت مواد اولیه غذائی به سراسر جهان از فیلیپین، اندونزی، هائیتی تا مصر، پاکستان، بورکینا فاسو و ... گسترش یافته و سی و هفت کشور در لیست جامعه گرسنگان جای گرفته اند؛ امروز که هزاران میلیون زن و مرد و کودک به سوء تغذیه و گرسنگی کشیده شده اند آقایان لحن خود را کمی تغییر داده و اظهار نگرانی می کنند.
وقتی که قیمت غلات که در سال پیش به میزان سی و هفت در صد افزایش یاقته بود امسال دارد بشکل تصاعدی بالا می رود، وقتی که گرسنگی و سوء تغذیه ناشی از آن در کشورهای فقیر آفریقا و آسیا و جامعه روستائی آن (که همیشه به عنوان یک پدیده عادی تلقی شده است) بدلیل بالا رفتن بی رویه قیمتها ابعاد بی سابقه ای می یابد تا جائی که درهائیتی مردم به این پدیده گرانی مواد غذائی نام یک ماده پاک کننده (کلروکس) داده اند تا قدرت نابود تاثیرات این گرانی بر انسان را تصویر کنند، وقتی که خطر گرسنگی میلیونی دیگر ویژه این کشور ها نیست بلکه پای آن به کشورهای با در آمد سرانه "متوسط " و شهرهای بزرگ آن باز شده و این جا هم برنج و گندم به مواد غذائی لوکس تبدیل می شوند، بالاخره این نهادها هم که تا چند روز پیش از آن بحران مالی را بالاترین درد بشریت اعلام می کردند مجبورند اعلام کنند که "اگر قیمت های مواد غذائی به رشد خود ادامه دهد میلیون ها نفر از گرسنگی خواهند مرد"!