
نامه اعتراضى اتحاديه كارگران صنعتى جهان به جمهورى اسلامى ايران
The Industrial Workers of the World (IWW)
١٥ آوريل ٢٠٠٨
موضوع: محكوم كردن دستگيرى و سركوب كارگران البرز تاير
كميسيون همبستگى بين المللى اتحاديه كارگران صنعتى جهان، كه يك اتحاديه كارگرى جهانى و مستقل ميباشد، از دستگيرى و ضرب و شتم صدها كارگر شركت توليدى لاستيك البرز در نزديكى تهران در تاريخ ١٢ آوريل ٢٠٠٨ سخت عصبانى شده است. كارگران اعتراض كرده بودند چرا كه دستمزد آنها ٥ ماه بود كه پرداخت نشده بود. بعنوان شرط آزادى، كارگران را مجبور كردند كه تعهد كتبى دهند كه ديگر در هيچ اعتراضى شركت نخواهند كرد. اين نقض كامل ابتدايى ترين حقوق انسانى در ارتباط با آزادى بيان، تجمع و حق اعتصاب است. بعلاوه، عدم پرداخت دستمزدها كه موجب اعتراض كارگران شد، بروشنى يك بيعدالتى عظيم و نيز نقض قوانين ايران و بين المللى است. ما سئوال ميكنيم: چرا نيروهاى دولتى قربانيان اين جنايت (يعنى كارگران) را دستگير ميكنند، در صورتيكه مرتكبين اين جنايت (مديريت ومالكان) را مورد حمايت قرار ميدهند.
كميسيون همبستگى بين المللى اتحاديه كارگران صنعتى جهان اين اقدام ظالمانه از جانب حكومت شما و شركت توليدى لاستيك البرز را محكوم ميكند. ما همبستگى خود را با كارگران ايران اعلام ميكنيم و از مطالبات آنها مبنى بر پرداخت بموقه دستمزدها كاملا حمايت ميكنيم. ما از حكومت ايران ميخواهيم كه فورا تمامى كارگرانى كه هنوز آزاد نشده اند را آزاد نمايد و از تعهد گرفتن از كارگران بعنوان شرط آزادى آنها صرفنظر نمايد. شركت توليدى لاستيك البرز و شركت هاى شريك آن نيز بايد بخطر اين تجاوز به حقوق ابتدايى كارگران مسئول و جوابگو باشند.
با احترام
مايكل پسا
رونوشت به مقامات جمهورى اسلامى ايران و شركت توليدى لاستيك البرز ارسال گرديده است.
ترجمه و تكثير از: اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
جد و جهدهای دوباره حاکمیت درجهت متوقف ساختن جنبش دانشجوئی و مبارزات جوانان
فرشید شکری
مواجهه حاکمیت با نارضایتی های رو به تزاید شهروندان جوان ایران اعم از کارگر، بیکار، دانش آموز و دانشجو، و غیر قابل کنترل بودن اعتراضات آنان، رژیم و دار و دسته اش را به هول و هلا واداشته تا از هر راه ممکن برآیند انقلابی این قشر را منکوب کنند. پناه بردن به محیط های علمی، توسل به مدرسین و اساتید دانشگاهها و برگزاری کنفرانس ها یا همایش هائی حول وارسی زندگی مشقت بار جوانان که آخرین نمونه آن در دانشکده "علوم اجتماعی" دانشگاه تهران براه افتاد، تحرک جدید صاحبان قدرت در ایران بمنظور پیش گیری از خیزشهای آتی دانشجویان و جوانان است.
درهمین زمینه، و برای نمونه سخنان دو تن از نخبگان نظام و فعالیت یک نهاد حکومتی را نقل خواهیم کرد. سند سلامت " سازمان ملی جوانان " یکی از این اقدامات بشمار می آید. آیتم های این سند شامل برنامه هایی از قبیل تأمین سلامت جسمانی، روانی، معنوی و اجتماعی جوانان می باشند! چندی قبل " محمد جواد حاج علی اکبری" ، رییس سازمان فوق الذکر ضمن ابلاغ این خبر افزود: « پس از اتمام رایزنی های لازم با دستگاه های مرتبط و استماع نظرات دست اندرکاران این سازمانها، سند نهائی را منتشر می سازیم. »
برگزارى سمينار کارگرى بمناسبت اول ماه مه در استکهلم
سخنرانان:
فرخنده اَشنا،موقعيت زنان کارگر در ايران، مطالبات و شيوه تشکل آنان
مجيد تمجيدى، باز هم در مورد سازماندهى توده اى کارگرى
فرهاد شعبانى، گرايشات و تشکل يابى درون طبقه کارگر ايران
زمان يکشنبه ۲۷ اَوريل از ساعت ۱۱ تا ۱۶
مکان اَ ب اف مرکزى، سويا ويگن ۴۱ فابيان سالن
برگزار کننده: حزب کمونيست ايران _حوزه استکهلم
زنده باد انترناسيوناليسم کارگرى
زنده باد اول ماه مه، روز همبستگى کارگران جهان
Tid: söndag 27 april, kl. 11-16
Plats: ABF - huset city Sveavägen 41, Fabian salen 1 tr.
اطلاعیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به مناسبت اول ماه مه
اول ماه مه برای طبقهی ما - طبقه کارگر - روز همبستگی جهانی است. این روز روزی است که پرچم و افق کارگری در جهان به اهتزاز در میآید. در همه جای گیتی از تهران و کرج و سنندج تا لوسآنجلس و پاریس و مسکو و از کابل و بغداد و قاهره تا تلآویو و آمستردام و همه جای جهان، یک پرچم و یک صدا بلند میشود «زنده باد همبستگی جهانی کارگران»، «زنده باد برابری، زنده باد آزادی». کارگران و مردم زحمتکش دنیا در یک صف و یک دل در خیابانهای شهرها رژه میروند و اعلام میکنند «ما انسان هستیم!»، ما ملت و مرز و قوم نمیشناسیم و هیچ تفرقهای را نمیپذیریم. ما کارگریم، به نام دین و ملت و قوم نمیتوانند ما را از هم جدا کنند. این شعارهای برجستهی اول ماه مه است، حتی اگر این شعار به این شکل واضح بر پرچمهای کارگران و مردم در این روز نوشته نشده باشد.
اول ماه مه ، روز جهانی کارگر و روز همبستگی جهانی طبقه کارگر ، امسال در حالی برگزار خواهد شد که حوادث مختلفی در سال گذشته بر جنبش کارگری و جنبش آزادی و رهایی انسان گذشته است.
در سالی که گذشت باز هم سرمایه داری افسار گسیخته ی ایران با تمام توان خود و تا جایی که توانست دست خود را به سوی سفره خالی کارگران دراز نمود و ولع تهوع آور خود را برای کسب سود بیشتر در ازای به فلاکت کشاندن کارگران و زحمتکشان این جامعه در سال گذشته هر چه بیشتر نمایان کرد و چهره خود را زمانی به وضوح عیان تر نمود که کارگران در هر اعتراضی نسبت به حقوق معوقه و دستمزدها با سرکوب سازمان یافته دستگاه روبرو گشتند. سالی که گذشت سال مبارزات طبقاتی در سطح گسترده ای در جامعه بوده و سالی بوده است که طبقه کارگر نسبت به حقوق واقعی خود آگاه تر شده و میداند که باید دست متعرض سرمایه داران به زندگیش را کوتاه کند.
در ایران طبق معمول هر سال علیرغم ممنوعیت برگزاری مراسم اول ماه مه، این مراسم در اشکال مختلف در محله و کارخانه و دانشگاه و ... برگزار میشود. ما دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب چندین سال است که این مراسم را در دانشگاه برگزار میکنیم ویا در مراسم مستقل کارگران شرکت فعال میکنیم. امسال نیز ما دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب به استقبال اول ماه مه میرویم. ما در کنار میلیونها کارگر و انسان در جهان این روز را گرامی میداریم. امید و تلاش ما این است که پرچم و افق این روز به افق همهی کارگران و انسانهای زحمتکش جهان تبدیل شود. تفرقههای قومی و ملی و مذهبی در میان کارگران و مردم جهان رخت بربندد و آزادی و برابری مردم در ایران و جهان متحقق شود.
اول ماه مه روز بزرگی برای طبقهی ما است. ما در این روز پرچم همبستگی جهانی طبقه کارگر و شعار "کارگران جهان متحد شوید" را برافراشته نگاه خواهیم داشت.
به امید اول مه هر چه باشکوه تر
دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب سراسر کشور
٢٦ فروردین ١٣٨٧
بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رودهن
13 آذر 1386 بدون شک مقطعی تعیین کننده برای بخش چپ جنبش دانشجویی بود که حدود سه سال پیشتر از آن فعالیت خود را در دانشگاه آغاز نموده بود . برای دانشجویان چپی ( مانند خود ما ) که می خواستند فعالیت خود را آغاز کنند ، شرایط پس از 13 آذر ما را با روندهای متناقض و پیچیده ای مواجه کرد : جمع محدودی که تحت عنوان " چپ کارگری " فعالیت می کرد و بر خلاف عنوانش تمایزی اساسی در راهبرد و سبک کار با " چپ رادیکال " نداشت با استعفاها و انشعابهای متعدد و سپس آغاز موج دستگیریها عملا مضمحل گشت . " چپ رادیکال " که بخش عمده ای از فعالیتهایش به پوششی برای به پیش بردن سیاستهای به شدت انحرافی و نادرست یک جریان خاص بدل شده بود ، در اثر حاکم شدن همین سیاستها و سکتاریسم ناشی از آن و فرود آمدن ضربه دستگاههای سرکوب به شدت تضعیف شد . رادیکالیسم و چپگرایی اراده گرایانه ، ماوراء طبقاتی و غیر پرولتری همواره و در همه جا به جنبش دانشجویی به عنوان محیط مناسبی برای پیشبرد سیاستهای خود نگریسته است و " چپ رادیکال " دانشگاههای ایران نیز از این امر مستثنی نبود . حاکم شدن منویات یک جریان سیاسی خاص - که از خانواده همان رادیکالیسم غیر پرولتری ، ماوراء طبقاتی و آوانتوریست بیرون آمده بود - و کشاندن نیروی این جریان به حیطه های دیگری غیر از امور مربوط به فعالیت سوسیالیستی در جنبش دانشجویی ، زمینه وارد آمدن ضربه گسترده دستگاههای امنیتی حکومت به کلیت جریان چپ دانشجویی که مراحل رشد خود را به سختی و آرامی و با کوششی قابل تحسین پیموده بود را مهیا نمود و سطح و دامنه فعالیتهای چپ در دانشگاههای تهران را به نحوی چشمگیر به عقب راند و در عین حال فضا را برای عرض اندام جریانها و شخصیتهای گوناگون رفرمیست در این جنبش که تا این مقطع حاشیه ای و منزوی مانده بودند فراهم ساخت . متاسفانه در شرایط کنونی نیز عده ای مجددا جبهه " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " را به ظرفی برای تداوم همان سیاستهای نادرست گذشته بدل نموده اند و این در حالی است که نقطه عزیمت بسیاری از فعالینی که در جریان موج ایجاد شده پس از سیزده آذر دست به ایجاد واحدهای " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " در مناطق دیگر غیر از تهران زدند و این نام را در سطحی گسترده مطرح ساختند ، یقینا آن چیزی نیست که امروز بر جهت گیری عملی و پیوندها و تمایلات گروهی و سیاسی خاص نمایندگان " رسمی " این جریان حاکم است . مطمئنا گذشت زمان بسیاری از حقایق مربوط به این مسایل را برای رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیست به ویژه در شهرستانها روشن تر خواهد ساخت .
در این میان ما در میان امواج شکل گرفته پس از 13 آذر با جریان " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " (www.dsocialist.blogfa.com ) آشنا شدیم که بر عبور و فراروی از قطبهای موجود در چپ دانشجویی و قطع ارتباط با سیاستهای نادرست و جریانات انحرافی و سکتاریستی موجود تاکید دارد و بر آن است که با ایجاد مرزبندی قاطع با چشم اندازهای لیبرالیستی ، رفرمیستی و همین طور گرایشهای چپ غیر پرولتری و ماوراء طبقاتی ، افقی مبتنی بر نمایندگی منافع طبقه کارگر در درون جنبش دانشجویی بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز نمایندگی کند . طرح این استراتژی یعنی " اتحاد جنبشهای دموکراتیک حول جنبش کارگری " جنبش دانشجویی را که از خصلتی دموکراتیک برخوردار است در راستای پیگیری مطالبات خود و در سطح استراتژی سیاسی به جنبشی ضد کاپیتالیستی فرا می رویاند . قرار گرفتن جنبش دانشجویی در این مسیر در شرایط کنونی ایران بمثابه اخذ استراتژی این جنبش از دل پارادایم مارکسیستی و گسست قاطعانه با پارادایم لیبرالی "جامعه مدنی " و "سنت-مدرنیته " بمثابه پارادایم غالب در فضای روشنفکری ایران است که نسلی جدید از روشنفکران سوسیالیست و انقلابی را نیز به جامعه تحویل خواهد داد . دانشجویان سوسیالیست اعتقاد دارند تنها این استراتژی و نه هیچ مقوله دیگری نظیر تعلق خاطرهای حزبی و گروهی است که می تواند به عنوان محور فعالیت و اتحاد گرایشها و فعالین گوناگون چپ در دانشگاهها عمل کند و دانشجویان چپ با متشکل شدن در قالب مجموعه " دانشجویان سوسیالیست " است که می توانند ساختارهای مقدماتی لازم برای تشکیل جبهه های وسیعتر ( از جمله همین جبهه " آزادی خواهی و برابری طلبی " ) در فعالیت جنبشی خود فراهم آورند .
بر این اساس و طی این بیانیه ما پیوند خود با مجموعه " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " اعلام می داریم و از سایر فعالین چپ و آزادی خواه و برابری طلب نیز دعوت می کنیم با پیوستن به این حرکت و قرار گرفتن در کنار یکدیگر صفوف خودمان را حول محورهای مبارزه طبقاتی در جنبش دانشجویی و در سطح جامعه فشرده تر و مستحکم تر سازیم .
زنده باد ازادی و برابری
زنده باد سوسیالیسم
دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رود هن
http://socialist-rodehen.blogfa.com/
26. فروردین .1387
ما یک تجربه ی زنده هستیم !
نویسنده: یکی از دانشجویان آزاد شده از اوین
پس از دستگیری گسترده ی تعدادی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، طبیعتاً گمانه زنی ها، تجدید نظر طلبی ها، شوک های ناگهانی، شایعات و ... پیکره ی جنبش دانشجویی ایران را در بر گرفت. شکنجه ی یاران در بند، اعتراف گیری از آنان و ... تا مدتی به جنبش حال انزوا داد و مدتی طول کشید تا دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بتوانند شوک وارد شده را از سر بگذرانند، نگاهی به خود، دانشگاه و شرایط پیش روی خود بیفکنند، جایگاهشان را بازیابی کنند و به فعالیت دوباره روی بیاورند.
در برخی محافل گفته می شد که «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» دستگیر شدند. به نظر من این جمله اشتباه است. حدود 60 تن از دانشجویان فعال و شناخته شده ی جنبش دانشجویی طی حدود دو ماه به تدریج در تهران و شهرستان ها دستگیر شده و اکثر آنان آزاد شده اند، اما این تعداد یقیناً همه ی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب نبودند. اگر چنین بود، اعتراضات رادیکال چند شبه با حضور بیش از 1000 دانشجو در کوی دانشگاه تهران، یورش به نیروهای گارد ویژه، اعتراضات گسترده و یقیناً رادیکال تر شده در شهرستان هایی از جمله تبریز، اصفهان، شیراز و ... کار کدام طیف دانشجویی بود؟ تحکیم وحدت؟ دانشجویان لیبرال؟! شکی نیست که تحکیم وحدت شدیداً در تلاش بود تا از انزوای موقتی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به علت شوک وارد شده بر آنان نهایت استفاده را بکند و جایگاه از دست رفته اش را درون جنبش دانشجویی بازیابی کند. اما این اتفاق نیفتاد. بر اساس یک تحلیل تاریخی از طیف بندی جنبش دانشجویی معاصر، می توان به سادگی به این نتیجه رسید که تشکل های دانشجویی به اصطلاح خودشان «چانه زن از بالا» ترجیح می دادند مثل رسانه های حکومتی، اخباری را منتشر کنند که به نفعشان باشد، هر گئنه ارتباط [ناموجود] با دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را کتمان کنند و در تجمعاتی حاضر شوند که وزارت اطلاعات و راست ترین نیروهای طیفشان دستوری در مورد عدم حضور در آن تجمعات را به آنان نداده باشد.
فشار شدید وزارت اطلاعات و تیم امنیتیی قضای به منظور محکومیت سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر
دادگاه تجدید نظر استان تهران برای اتخاذ تصمیم در خصوص پرونده مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری سه دانشجوی دانشگاه امیر کبیر که همچنان در بازداشت به سر میبرند، تحت فشار وزارت اطلاعات و تیم امنیتی، قضائی قرار دارد. براین اساس وزارت اطلاعات و تیم امنیتی، قضائی با هدایت سعید مرتضوی دادستان تهران و حسن حداد معاون امنیتی او، خواستار محکومیت این سه دانشجو هستند.
این دانشجویان در حالی در زندان بسر میبرند که دادگاه عمومی با تعیین وثیقه ۸۰ میلیون تومانی دستور آزادی آنان را صادر کرد اما مسوولان اجرایی زندان اوین از اجرای تصمیم قضائی سرباززدند. این در حالی بود که خانوادههای این سه دانشجوی دانشگاه امیر کبیر با تودیع وثیقه منتظر آزادی فرزندانشان بودند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر این سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که یکباردردادگاه انقلاب و یک باردردادگاه عمومی محاکمه شدهاند همچنان منتظرند تا دادگاه تجدید نظراستان تهران پس از گذشت دو ماه از تشکیل دادگاه تجدید نظر در خصوص این پرونده اتخاذ تصمیم کند. به این ترتیب خانوادههای این سه دانشجو با نوشتن نامهای به رییس قوه قضائیه، رعایت قانون را در خصوص فرزندانشان خواستار شدند. اما این درخواست که در روزهای پایانی سال گذشته مطرح شد بدون پاسخ ماند. همانگونه که به شکایت این خانوادهها در خصوص گرفتن اقرارهمراه باشکنجه از فرزندانشان پاسخی داده نشد. اگرچه علیرضا آوایی رییس کل دادگستری استان تهران در خصوص رسیدگی به این موضوع قول مساعد داده بود. قولی که باعث شد تا پنج دانشجوی دیگر امیرکبیر که آنان نیز همانند سه دانشجوی دیگر در دوران بازداشت تحت فشار بوده اند به”هیات نظارت بر حفظ حقوق شهروندی” شکایت برند. شکایتی که تاکنون بدون پاسخ مانده است.
بر این اساس خانوادههای این سه دانشجو با انتشار نامههای متعدد که به “رنجنامه خانوادههای سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر” معروف شد از قانونشکنیهای متعدد سخن گفتند تا شاید از این رهگذار بر اساس رعایت اصول و توجه به قانون اساسی و حق انسانی ایرانیانی که انتظار و توقعشان آن است که از حداقل حقوق شهروندی برخوردار شوند نسبت به آنان این چنین ظلم و بیداد روا نشود. چرا که زندانیان مواد مخدر نیزتوسط دستگاه قضایی با وثیقه آزاد میشوند.
به این ترتیب اتخاذ تصمیم در خصوص پرونده مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری سه دانشجوی دانشگاه امیر کبیر توسط دادگاه تجدید نظر استان تهران، آزمون مناسبی برای دستگاه قضائی است تا نشان دهد تا چه حد فارغ از هر نگرش غیرقضائی و از سرعدالت و انصاف به این موضوع نگریسته و بر پرونده توجه کرده است.
گفتنی است حکم صادره توسط دادگاه عمومی مبنی بر تبرئه این سه دانشجو حکایت از بی اعتباری مستندات موجود در پرونده است. قاضی دادگاه عمومی در حکم خود با ادله فراوان اثبات کرده است که این سه دانشجو در زندان تحت شکنجه و رفتارهای غیر انسانی بوده اند.
فراخوان جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی کامیاران به مناسبت اول مه روز جهاني كارگر
سال(86) سالی بود که شاهد اعتراضات دانشجویان،زنان،معلمان و زندانی شدن فعالین کارگری چون محمود صالحی و منصور اسانلو بودیم و همچنین سال اعتصابات پی در پی کارگران برای کسب مطالباتشان بود.
این در حالیست که حال و روز طبقه کارگر طبقه ای که چرخهاي جامعه بدون او ميايستد در کشور ما به شدت دردناک است.
کارگران نسل امروز ,بردگان هستند و فرزندانشان نسل بعدی بردگانند،جامعه کارگری در فضایی ضد کارگری دست و پا میزند و انسانیت طبقه کارگر زیر سوال رفته است . طبقه ای که همه ثروت و نعمات جامعه را تولید میکند اما خود از آن بی بهره است.
صاحبان ثروت و قدرت, کارگران را تحقیر میکنند هیچ منزلت و جایگاهی برای آنان قایل نیستند و هیچ آزادی تشکل و اعتصاب و حق خواهی را به رسمیت نمی شناسند.
با این حال به استقبال اول مه روز جهانى کارگر برويم روز همبستگى و اتحاد طبقه کارگر در مقابل سرمايه داران و دولتهايشان، در اين روز ميليونها نفر در سراسر دنيا به خيابان آمده و عليه ظلم و ستم، عليه استثمار و فقر، عليه نابرابرى و تحقير انسانها
صداى اعتراض کارگران را به گوش جهانيان مى رسانند.
ما در ايران در شرايطى به استقبال اول مه روز جهانى کارگر ميرويم که هنوز بهروز کریمی زاده ها و منصور اسانلو ها در زندان به سر میبرند و ما با اتحاد دانشجویان کارگران و زنان میتوانیم رفقایمان را از چنگال سرمایه بیرون بکشیم.
در اول مه امسال بياييد تا به همديگر و به همگان بگوييم كه اين زندگي قابل تحمل نيست اول مه يك فرصت ديگر است تا به همگان بگوييم، استثمار انسان توسط انسان محکوم است.
« گرامی باد اول ماه مه روز جهانی کارگر»
زنده باد آزادی و برابری
جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی کامیاران
www.jonbesh-kamyaran.blogfa.com
۱۳۸۷/۱/۲۰
بیانیه شماره 6 دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران
بیانیه دانشجویان سوسیا لیست در استقبال از تشکیل هسته های دانش آموزی چپ
بیانیه جمعی با عنوان " دانش آموزان چپ شیراز " در آذر ماه سال گذشته در همبسنگی با دانشجویان چپ و محکوم نمودن اقدامات سرکوبگرانه حکومت و اعلام موجودیت جمعی دیگر با عنوان " دانش آموزان سوسیالیست تبریز " (www.dtabriz.blogfa.com) در چند روز گذشته و در دیار حیدر عمو اوغلی ها ، جعفر پیشه وری ها و صمد بهرنگی ها را می توان بمثابه بارقه هایی از آغاز دور جدیدی از فعالیتها و مبارزات دانش آموزی و شکل گیری و رشد نسل جدیدی از دانش آموزان پیشرو و چپ محسوب داشت که می بایست با توجه و مسئولیت پذیری بسیار ، آغوشی باز و اشتیاقی شور انگیز به استقبال آن شتافت . حکومتی که با وجود سرکوب و کشتار کمونیستها در دهه شصت ، در چند سال گذشته شاهد شکل گیری نسل جدیدی از فعالین و روشنفکران چپ در دانشگاهها و در سطح جنبش دانشجویی بود و با سرکوب وسیع آذرماه سال گذشته این حرکت ، گسترش دامنه بروز و نفوذ آن را تا مراکز دانشگاهی شهرستانهای کوچک دید ، اکنون باید ایجاد محافل دانش آموزان مبارز چپ را نیز در مقابل خود ببیند . لیبرالهایی که در مقابل موج وسیع نفوذ چپ در جنبش دانشجویی آشکارا به سیاست پاپوش دوزی امنیتی برای فعالین چپ متوسل شده بودند و از سویی دیگر آنان را به " همکاری و ارتباط با حکومت " ( !!! ) متهم می کردند ، اکنون علاوه بر شکل گیری زنجیره جریانات چپ دانشجویی در شهرستانهای مختلف باید نظاره گر ایجاد هسته های دانش آموزی چپ نیز باشند . ما شکل گیری این جمعها را به رفقای دانش آموز خود در شیراز و تبریز تبریک گفته و ضمن آرزوی موفقیت و پیروزی در برداشتن گامهای بعدی ، از آنان می خواهیم که در طی این مسیر ما را نیز هم گام ، هم دوش و در کنار خود بدانند .
آزادی محمود صالحي را به طبقه كارگر تبريك ميگوييم!
محمود صالحي يكي از فعالين و رهبران جنبش كارگري ايران كه در جريان برگزاري مراسم اول ماه مه 1383دستگير و توسط دستگاه هاي امنيتي و قضايي سيستم سرمايه داري ايران به يكسال زندان تعزيري محكوم شده بود در تاريخ 20/1/86 در محل كار خود به شيوه اي غير انساني دستگير و به زندان سنندج انتقال يافت . نامبرده پس ازطي مدت محكوميت يكسال در تاريخ4/1/87 حكم زندان را با مقاومت وعزم راسخ به پايان رسانيد اما مقامات امنيتي و قضايي مجددا براي وي پرونده سازي كرده و محمود را كه از وضعيت جسماني بغرنجي بسر ميبرد در زندان نگه داشتند اما محمود با عزم و اراده آهنين خود در مقابل اين بي عدالتي مقاومت كرده و اقدام به اعتصاب غذاي خشك نمود. سپس فعالين كارگري داخل و خارج بنابه وظيفه طبقاتي خود با تجمع هاي اعتراض آميز و صدور بيانيه و اطلاع رساني در سطح بين المللي به بازداشت مجدد محمود اعتراض كردند نهايتا سيستم قضايي نظام سرمايه داري ايران عقب نشيني نموده و محمود را در تاريخ 18/1/87آزاد نمود.ما اعضاي شوراي زنان ضمن تبريك آزادي محمود صالحي به طبقه كارگر ايران و تمام انسانهاي آزاديخواه و برابري طلب آزادي محمود صالحي را يك پيروزي براي طبقه كارگر ايران تلقي مي نماييم و از تمامي انسانهاي آزادي خواه و برابري طلب ميخواهيم كه همانند محمود در صف مبارزه طبقاتي خود با نظام سرمايه داري محكم،استوار و با اراده طبقاتي هر چه بيشتر صف خود را منسجم تر نموده تا اين پيروزي را تداوم بخشيده و در راه آزادي ساير فعالين جنبش كارگري ، دانشجويي، زنان و ديگر انسانهاي آزاديخواه و برابري طلب متحدانه بكوشيم و تا رسيدن به آزادي و برابري تمامي انسانها اين مبارزات متحد را تداوم بخشيم و با الگو قرار دادن محمود در مبارزات خود پرچم رهايي طبقه كارگر را برافرازيم. به اميد آنكه آزادي محمود بتواند منشا انسجام و اتحاد عمل همه انسانهاي آزادي خواه و برابري طلب گردد چون محمود تنها يك فعال و رهبر كارگري نيست . محمود نماد اعتصاب ها ، پيام ها ، مقاومت ها وحركت هاي اعتراضي داخل زندان و نماد يك كارگر آگاه و پيشرو در جنبش هاي اعتراضي است .
به اميد پيروزي هاي بزرگتر و مداوم
شوراي زنان